جرجیس!

حسن انتخاب هم چیز خوبی است.

طرف آمده و از بین پیامبران جرجیس را انتخاب می‌کند.

روز میلاد امام هادی، فدایش شوم، بود، که کارشناس رادیو حدیث می‌خواند از امام.

حدیث در مورد حرمت شراب و از بین رفتن عقل در هنگام مستی بود.

پیچ رادیو را بستم و مانده بودم چکار کنم با شیشة شرابی که دستم بود.

۲۹ مهر ۹۲ ، ۱۶:۳۵ ۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

جادة قم مشهد

در واقع چند روزی بود که حتی به وبلاگم، سری هم نزدم چه رسد به نوشتن یادداشتی.

چند روزی با این موجودات خوب اردویی داشتیم؛ خعلی خوش گذشت.

 

  

 

:. انگار دلم مانده، در جادة قم مشهد

:. شاعری در قطار قم مشهد، چای می‌خورد و زیر لب می‌گفت

   شک ندارم که زندگی یعنی، طعم سوهان و زعفران، بانو

۲۷ مهر ۹۲ ، ۱۰:۴۷ ۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

منشاء اختلافات ایران و آمریکا

منشاء اختلافات ایران و آمریکا

یک مقام آگاه در مورد تماس تلفنی پرزیدنت اوباما و پرزیدنت روحانی افزود:

علت اختلاف آمریکا و ایران بر سر این که کدام یک اول تماس گرفته است این بوده که پرزیدنت اوباما ابتدا تماس گرفته است و پرزیدنت روحانی در جواب ایشان گفته: «آقای اوباما قطع کنید بذارید من تماس بگیرم.»

و از آنجایی که اوباما با تعارف و فرهنگ ایرانیان آشنا نیست، تلفن را قطع کرده و روحانی تماس گرفته است.

۰۷ مهر ۹۲ ، ۱۶:۵۳ ۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰

کودکانِ علامه!

آخر شب بود که زدم شبکه‌ی پویا. سرودی برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پخش می‌شد. پایین صفحه زیرنویس شد:

«عزیزم می‌دونی اگه دینت رو خوب بشناسی، روز قیامت خوشحال هستی؟»‍‍[1]

 

این زیرنویس به قدری با کودک درونم ارتباط برقرار کرد که نگو و نپرس؛ چه برسد به کودک‌های بیرونم.

خلاصه از وقتی این جمله را شنیدم و به لایه‌های عمیق این جمله در ارتباط با کودک و فهم کودک و فهم مسئولین شبکه‌ی پویا پی بردم، چند تا جمله‌ی پیشنهادی به ذهنم رسید.

اوّلی‌اش) پسر گلم، می‌دونی تا شیء واجب نشه، وجود پیدا نمی‌کنه؟ الشیء ما لم یجب لم یوجد. اگه این رو بفهمی خدا برات اثبات شده.

دوّمی‌اش) چیزقول بلای عزیزم، برّه کوچولوها رو اگه بخوای پخ پخ‌[2] کنی باید اوداج اربعه‌ی اونارو منقطع کنی، و گرنه خوردن گوشت‌شون حرومه.

سوّمی‌اش) شاهکار قرن معاصر، دخترکم، مراحل یقین سه تاس، علم به یقین، عین یقین و حقّ یقین.

بچه‌های نازنین، مسواک یاتون نره.

لینک کاملاً مرتبط: http://farsi.khamenei.ir/page?id=23045



[1] تقریبا چیزی شبیه این نوشته بود

[2] یعنی همان سر بریدن دیگه!

۳۱ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۲۲ ۱۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰

چشم با کیفیت!

اگر دو تا چشم داشت

هفت اینچِ دیگر هم با کیفیت فول اچ دی قرض کرده بود و داشت گنبد را نگاه می‌کرد.

۱۳ شهریور ۹۲ ، ۱۴:۰۷ ۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۲

تفسیر شعر (2)!

از حجاب عشق نتوانیم بالا کرد سر

در تماشاگاه لیلی، بید مجنونیم ما

 

تفسیر:

شاعر[1] بعد از این‌که مصرع اول را سروده سراغ مصرع دوم رفته، و در آن‌جا به نکته‌ای دقیق اشاره کرده است؛ شاعر می‌فرماید: بعد از عمری رفت و آمد به کوچه‌ی لیلی، وی (یعنی همان لیلی بانو) ما را درخت فرض کرده‌اند که جلوی در خانه‌شان سبز شده ایم.



[1] صائب تبریزی

۰۷ شهریور ۹۲ ، ۱۰:۲۷ ۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۲

تفسیر شعر!

آنقدر همرهی از طالع خود می‌خواهم

که پر از بوسه کنم چاه زنخدان ترا!

تفسیر شعر: مرحوم صائب، در واقع زمانی این شعر را سروده که طالعِ وی همراهی‌اش نکرده است.

۲۸ مرداد ۹۲ ، ۰۹:۲۲ ۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

دویدنی حرام!

دویدنی حرام

یکی دو تا از بچه‌ها دنبال هم می‌کردند، از جلوی یک پیرمرد که رد شدند، پیرمرد داد و بیدادش به هوا رفت و گفت: «دَو نَکو، حرومَه خا، مِسجِده»

یعنی: «ندو، حرامه، خب مسجده»

 

۱۹ مرداد ۹۲ ، ۰۰:۲۴ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱

گلدسته و باز هم فلک

خاصیت گلدسته این است که آدم نمی‌تواند به بالا رفتن ازش فکر نکند.

و خاصیت دیگر گلدسته این است که بالا رفتن ازش تاوان دارد؛ حالا گاهی جلال آل احمد ازش بالا می‌رود و فلک می‌شود، و گاهی هم من بالا می‌روم و باید داد و بیداد خادم مسجد را بشنوم.


بالأخره بعد از عمری حسرت، به بالاترین نقطه‌ی شهر رفتم.

آن بالا دنیای دیگری ست؛ یعنی اصلاً دنیا آن بالا نیست.

جلالِ فلک خورده، خوب توصیف کرده گلدسته را، مثل این که ماجرای گلدسته، ماجرای واحدی دارد؛ گلدسته‌ها با فطرت آدم‌ها کار دارند.

 داستان گلدسته و فلک جلال، دقیقاً مثل داستان من و گلدسته‌های مسجد جامع شهرم سبزوار است.


+ عکس را هم از بالای مناره گرفتم؛ مسجد جامع سبزوار دو مناره‌ی بزرگ دارد که من الآن همان‌جا هستم، و دو مناره‌ی کوجک، که در عکس می‌بینید.

+ برای دیدن اندازه‌ی بزرگ عکس هم رویش کلیک کنید.

+ شعری از معلّمی گرامی و سبزواری (محمدرضا اخوان سبزواری) هست که خیلی به دلم نشسته:

«وِ قَتُّ و قامتت خیلِ ننِزی

که اینجِ شهر گلدیستَ و منارِ»

یعنی به قد و قامتت خیلی نناز، اینجا(سبزوار) شهر گلدسته و مناره است.

۱۴ مرداد ۹۲ ، ۱۳:۳۷ ۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱

قدرِ شبی

مَثَل غلط

یک شب،

که هزار شب می‌شود.

از دوستم خسوف

۰۷ مرداد ۹۲ ، ۰۱:۳۵ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰