پاورقی‌ها

حمید اسماعیل‌زاده

Category: سفرنامه

  • Untitled post 57

    این ساعات برایم سخت و تلخ می‌گذرد، ۳۲ روز است مینابم و ساعت‌ها با خانواده‌های شهدای میناب نشستم و مصاحبه کردم و ذوق کردم از ذوق مادران از شهادت فرزندان‌شان و انگیزه گرفتم از حرارت حماسی وجودشان و تنها چیزی که ندیدم غم بود و افسردگی.

    اشک دیدم اما شکست و خمودگی ندیدم.

    چند ساعت دیگر که آفتاب روز اول آتش‌بس طلوع کند و در بین خیابان‌های #میناب راه بروم و به مزار شهدای میناب برسم و مادران و پدران شهدای مینابی را ببینم نمی‌دانم چه باید بگویم در مقابل خشم و غضب مقدس‌شان؟

    غصب مقدسی که برای داغ فرزندشان نیست بلکه برای رهبر و مملکت است.

  • سفر به شجرهٔ طیبه

    سفر به شجرهٔ طیبه

    ۱۶ اسفند، یک هفته بعد از شروع جنگ و شهادت رهبر انقلاب و دانش‌آموزان مدرسه شجرهٔ طیبه به میناب رسیدم. عهدِ سفرم این بود و این هست که خوب ببینم و بشنوم و بنویسم.

    امروز ۱۷ فروردین است. یک ماه است در میناب هستم و گمانم نبود که این سفر این‌قدر طولانی بشود و هنوز گمانم نیست به روز پایان این سفر؛ امید دارم که اگر روزی هم سفر من تمام شد، دست کم سفر واژه‌هایی که می‌نویسم حالاحالاها تمام نشود و این واژه‌ها قلب به قلب طی مسافت کنند برای بیداری.

  • بسم‌الله

    هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

    کس را وقوف نیست که پایان کار چیست

    وبلاگ یار باوفای همیشهٔ من در نوشتن بوده و هست و هیچ شبکهٔ مجازی‌ای هنوز نتوانسته جایش را پر کند.

    در شرایط جنگی، در جنگ رمضان، در میان عملیاتی برای شهدای شجرهٔ طیبه میناب دور جدید وبلاگم را آغاز می‌کنم.

    این وبلاگ با نام و توسل به شهیدهٔ مدرسهٔ شجرهٔ طیبه، خانم خدیجهٔ کمالی که مشتاقم دفتر یادداشت روزانه و سفرنامه‌هایش را هرچه زودتر بخوانم آغاز می‌شود.

    یکشنبه

    ۸ فروردین

    ساعت ۲۲:۳۸

    میناب