این ساعات برایم سخت و تلخ میگذرد، ۳۲ روز است مینابم و ساعتها با خانوادههای شهدای میناب نشستم و مصاحبه کردم و ذوق کردم از ذوق مادران از شهادت فرزندانشان و انگیزه گرفتم از حرارت حماسی وجودشان و تنها چیزی که ندیدم غم بود و افسردگی.
اشک دیدم اما شکست و خمودگی ندیدم.
چند ساعت دیگر که آفتاب روز اول آتشبس طلوع کند و در بین خیابانهای #میناب راه بروم و به مزار شهدای میناب برسم و مادران و پدران شهدای مینابی را ببینم نمیدانم چه باید بگویم در مقابل خشم و غضب مقدسشان؟
غصب مقدسی که برای داغ فرزندشان نیست بلکه برای رهبر و مملکت است.



