پاورقی‌ها

حمید اسماعیل‌زاده

Tag: لبنان

  • مکالمه با یک دوست لبنانی وسط حملات رژیم صهیونیستی و مذاکرات

    با دوستی لبنانی مشغول گفتگوی اینترنتی (چت) بودم در باب موضوعاتی دربارهٔ لبنان.
    صحبت رسید به مذاکرات. نوشتم:

    • ما در وضعیت خوبی هستیم و تنها نگرانی‌مان مذاکرات است.

    گمان کرد منظورم مذاکرات لبنان و اسرائیل است. نوشت:

    • مذاکراتی که مقامات لبنانی در پیش گرفته‌اند، مسیری زیان‌بار برای لبنان است، اما به لطف خداوند، مقاومت در مسیر حق، جهاد و کرامت استوار و پابرجاست و تحت عنایات مولایمان و صاحب‌الزمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف قرار دارد. هچنین حمایت واقعی و قوی جمهوری اسلامی، عنصری مهم در تاب‌آوری و پایداری است که مایهٔ اطمینان خاطر و دلگرمی است.

    زیر پیامش نوشتم:

    • منظورم مذاکرات ایران و‌ آمریکا بود که نسبت به آن نگرانیم.

    نوشت:

    • از نظر ما، اعتمادمان به رهبری جمهوری اسلامی و مذاکره‌کنندگانش در مورد اصرارشان به پیوند توقف جنگ صهیونی در لبنان به پروندهٔ مذاکره با آمریکا بسیار زیاد است.

    نوشتم:

    • حتما ما هم همین اعتماد را داریم ولی از شروط رهبر انقلاب برای اصل و استمرار مذاکرات توقف جنگ در لبنان بود.

    و او با قلبی سرخ پیامم را تایید کرد و نوشتم:

    • و هنوز جنگ در لبنان جریان دارد.

    و زیر پیامم نوشت:

    • بله

    ادامه دادیم و نوشت:

    • موضوع به عقب‌نشینی از جنوب لبنان کشیده خواهد شد.

    من هم نوشتم:

    • ان‌شاءالله قریب.

    اما یادم افتاد سال ۱۴۰۳ وسط جنگ «اولی‌باس» که از لبنان برگشتم چند وقت بعدش آتش‌بس شد و چند ماه بعدش اسرائیل عقب‌نشینی کرد و حالا دوباره همان آش و همان کاسه. دیگر ننوشتم برایش. نه آن‌قدر عربی‌ام قوی است که در چنین مباحث تخصصی، با ترجمهٔ اشتباه یک کلمه، خاطر طرف مقابل را نرنجانم و نه به صلاح است که سر این موضوع زیادی الآن با او بحث کنم.

    نوشت:

    • همین الآن وسط گفتگوی‌مان، چند لحظه قبل یک عملیات موشکی در ضاحیه اتفاق افتاد. صدایش را شنیدم اما هنوز خبر دیگری ندارم. پهپادهای صهیونی دائما و هر روز در آسمان ضاحیه هستند.

    و صوتی هم فرستاد که صدای پهپادها می‌آمد. من در همین زمان که او می‌نوشت، سریع پیام ناتمامم را تمام کردم تا از حمله بیشتر بپرسم:

    • پاسخ به این سوال مهم است. کی و چگونه باید آن‌قدر اسرائیل را بزنیم و بمباران کنیم که نابود شود؟ این سوال خیلی از مردمی است که بیش از ۱۰۰ شب است در خیابان‌ها حضور دارند. چون ایرانی‌ها قدرت جمهوری اسلامی ایران در بمباران اسرائیل را دیدند و دیدند که رهبرشان به دست اسرائیل شهید شد و حالا هم مذاکرات نگران‌شان کرده است.

    به همان دلیلی که در بالا گفتم بحث را رها کردم و شروع کردم به گشتن در اخبار و مثل همیشه الجزیره اولین منبع خبری بود متاسفانه.
    دوست لبنانی عکسی از انفجار فرستاد.
    برایش نوشتم:

    • الله یحمیکم

    و بیشتر اخبار را دیدم و نوشتم:

    • کیفک اخی؟ معلوم شوصار؟ (چطوری برادر؟ معلومه چی شده؟)

    نوشت:

    • لم یتکرر القصف حتی الآن (تا این لحظه بمباران دیگه‌ای نبود)

    و ساعتی نگذشت که الجزیره خبر دیگری نوشت:

    • فوری: ترامپ در مصاحبه با شبکه ان بی سی: نمی‌خواهم که لبنان جزئی از توافق کوتاه‌مدت با ایران باشد.

    من قصدم نبود و نیست که برای دوست لبنانی‌ام از مشکلات داخلی‌مان بگویم، او به تمام مسئولین جمهوری اسلامی ایران خوش‌بین است، من هم، ولی همان برادر لبنانی وقتی چت نباشد و در ساحل صور یا خیابان‌های نبطیه یا بالکن یکی از آپارتمان‌های مشرف به دریای مدیترانه با او بنشینی و از عادت‌شان قلیان هم باشد و با او گپ بزنی. می‌پرسد:

    • چرا ایران حمله نمی‌کند؟ دلیلش چیست؟

    و جماعت لبنانی که هنوز تجربهٔ حتی یک روز دولت مطبوع خود را نداشته‌اند دل‌کنده از هر کسی و هر جایی حتی جمهوری اسلامی ایران، با وجود این سوال، محکم مقابل رژیم اشغال‌گر ایستاده‌اند و می‌ایستند حتی آن زمانی که جمهوری اسلامی هنوز نبود.
    این موضوعش فرق دارد با سوال بالا.
    این سوال، سوال یک اپوزوسیون یا مخالف نظام یا فتنه‌گر نیست. یک سوال حقیقی است که پاسخش در هیچ رسانهٔ ایرانی پیدا نمی‌شود شاید الجزیره و ایکس باز به دادمان برسند و از نقل یک مقام ایرانی به عربی و انگلیسی خبر و توئیت بزنند و ما ترجمه کنیم و در کانال‌ها و سایت‌هایمان منتشر کنیم.

    حمید اسماعیل‌زاده

    تاریخ نوشته: ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ / ۷ ژوئن ۲۰۲۶

  • این تاریخ است که اسم من را می‌نویسد نه من تاریخ را

    من نیستم که تاریخ را می‌نویسم این تاریخ است که اسم من را می‌نویسد

    انا ما عم بکتب التاریخ بس التاریخ عم یکتب اسمی

    دختران لبنان برای دختران میناب