پاورقی‌ها

حمید اسماعیل‌زاده

Category: جنگ تمام شدنی نیست و …

  • پارادوکسِ صلح در آتش: چرا تا جنگ هست، مذاکره باید باشد؟

    علی‌رغم تشدید و اِسکالِیشِن (Escalation) اخیر حملات به جنوب کشور، روند مذاکرات کماکان پابرجاست و فهم این موضوع نیاز به بینش عمیق سیاسی و ژئوپلیتکی دارد.
    شایان ذکر است که این حملات از آغاز جنگ رمضان تداوم داشته و حتی در دوران آتش‌بس و سیزفایِر (Ceasefire) نیز قطع نشده و حتی موجب قتل مردم عادی شده و امر تازه‌ای نیست؛ امری که عمدتاً به منظور حفظ آرامش روانی جامعه و سایکالاجیکال اِستَبیلیتی (Psychological Stability)، بازتاب رسانه‌ای نیافته است.
    از آنجا که هدف اصلی مذاکرات، توقف این حملات بوده و این حملات همچنان ادامه دارد، ضرورت تداوم گفتگوها بیش از پیش احساس می‌شود و لذا تا حملات هست مذاکرات هم هست.

    📝 فوت‌نوت‌های پروفسور لوسیفر، استاد شرق‌شناسی و رئیس دپارتمان امور غیرمترقبهٔ استْرِیت

  • آمریکا رفت، نَفْس ماند؛ تذکارِ لطیفِ حاج رجیم به اهلِ فتح و ظفر یا رسالهٔ پساصاروخی

    چون آتشِ حرب و قتال با دولتِ مستکبرهٔ “آمریکا” (عَجَّلَ اللهُ نِهایَتَها) خَموش گشت و غبار معرکه از ثُغورِ مَمالکِ اسلامیه مرتفع شد، دیدم که چندی از صف‌شکنان و مُجاهدین فی‌سبیل‌الله، با قلوبی مملو از ابتهاج و شادی پس از فتح، در کنجی از مسجد نشسته بودند.
    آن دلاوران با کمالِ فرح و سُرور، قصهٔ فتوحات و منکوب ساختنِ آمریکا و اسرائیل را بر همدیگر عرضه می‌داشتند و از تَدمیر ناوگان آن دولت طاغیه، حکایت‌ها نمودند؛ «وَ یَستَبشِرونَ بِنِعمَهٍ مِنَ اللهِ وَ فَضلٍ».

    استاذنا الاعظم حضرتِ مُستطاب، استوانهٔ فقاهت، «استاذنا الاعظم حاج رجیم» (أطالَ اللهُ بَقاءَهُ وَ نَفَعَنا بِعُلومِهِ) در کنجی دیگر معتکفِ اذکار دیبلوماسیه و در عمق تأمل بودند که دیدم آن رکنِ رکین و مَقتدایِ مُتَّقین، چون حکایاتِ ایشان را شنیدند، به ایشان ملتفت گشته و این‌چنین فرمودند:

    «هَنیئاً لَکُم! إنَّکُم قَد بَلَّغتُم مَبلغاً عَظیماً؛ گرچه شما را در نبرد با این عَدُوِّ ظاهری، فتحی مُبین نصیب گشت و بانگِ «المَوتُ لِأمریکا» بر آفاق طنین‌انداز شد، لکن زِنهار که از «جهاد اکبر» غافِل مشوید!»

    یکی از مستمعین به ادب پرسید: «جهاد اکبر کدام است شیخ؟»

    استاد فرمود: «آن است که باید با «آمریکای نفس» و «آمریکای درون» خود مبارزه کنید. حالا که از جهاد اصغر برگشته‌اید دیگر به جهاد اکبر مشغول شوید و هیچ‌چیز مانع در رسیدن به جهاد اکبر نشود حتی جهاد اصغر!
    اَیُّهَا المُجاهِدون، بدانید که «أعدى عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتی بَینَ جَنبَیکَ»؛
    یعنی نفسِ سرکشِ شما دشمن‌ترین دشمنان شماست.
    شکست دادنِ این نَفسِ أمّاره و قَمعِ این «آمریکایِ دَرون»، شاق‌تر و صعب‌العبورتر از میدان‌هایِ کارزار ظاهری است. «فَجاهِدُوا أنفُسَکُم» قَبلَ أن یُجاهِدَکُمُ العَدُوُّ. فَاِذا اِنتَصَرتُم عَلى نُفوسِکُم، فَقَد أفلَحتُم و أنجَحتُم، وَ هُوَ الفَوزُ العَظیم.»

    بعدالتحریر: حقیر در همین مسجد پیش از این دیدار، بارها دیده‌ام که آن رزمندگان غیور، مدام در تاریکیِ شب جبین بر مهر می‌سایند و همه اهل صلاهاللیل و اذکار قبل‌الصاروخی هستند لکن حاج رجیم در مقام تذکر بوده تا مقامات عرفانی آن‌ها روزافزون شود که فرمودند «الدرس حرف و التکرار الف»

    حقیر سراپاتقصیر، تلمیذ علی الدوام میرزا هدایت‌خان لعین‌الدوله

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم

  • سفرنامهٔ میناب (برنامهٔ تلویزیونی ثریا)

    در این بخش از برنامهٔ ثریا، به اتفاق برادر عزیزم آقای مقصودی دقایقی را نشستیم همان‌جا که فرشته‌های زیادی پر کشیدند. لینک این برنامه را در تلوبیون مشاهده کنید:

    https://telewebion.ir/live/tv1?e=0x16c3e0a5

  • بابِ احکام ثانوی چهارطاق باز است

    معروض می‌دارد این بندهٔ قلیل‌البضاعه و فقیر الی رحمه ربّه، به پیشگاه جناب مستطاب، حضرت حاج رجیم ـ دام ظلّه الوارف و تأییداته ـ که در این ایامِ مملوّ از ابتلاء و امتحان، مسئله‌ای در خاطر خطور نموده و طالب استفسار و استهداء از انوار رأی شریف آن جناب است و آن مسئله آن است که با التفات به کلام ربّ جلیل در کتاب مبین که فرمود:
    «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»، آیا عقدِ مواثیق تجاری و مباشرت در مذاکرات و هرگونه تعامل و معامله با دولت آمریکا آن شیطان اکبر از منظر شرع مطهّر، جایز است یا نه؟
    حقیر سراپاتقصیر، تلمیذ علی الدوام میرزا هدایت‌خان لعین‌الدوله

    الجواب: بی‌تردید، علی‌الاصول، قاعدهٔ اوّلیه آن است که مکلّف بر وفق حکم اوّلیه سیر کند و از آن تخلف نورزد؛ لکن در موارد عُسر و حَرَج و اضطرار، بابِ احکام ثانویه چهارطاق مفتوح می‌گردد و این از بدیهیات است که لا یخفی علی ذوی البصائر.

    «اکل میته در حال اضطرار» مباح بل ربما واجب گردد یعنی آن‌جا که جز به خوردن گوشت حرام و مردار راهی برای زنده‌ماندن نیست این گوشت حلال بلکه واجب است خوردن آن؛
    خواه آن مردار از قبیل کلب و خنزیر و نظایر آن باشد خواه خروف مخنوقه یعنی گوسفند خفه شده. اگرچه اهل ذوق! گفته‌اند که در میان این لحوم تفاوت در طعم و مذاق هست و لحم الخنزیر غیر از لحم الکلب است و لحم القرد نیز شأنی دیگر دارد و مصلح هر‌کدام هنگام تناول چیز دیگری است. گوشت سگ ادویهٔ خاص خود را خواهد و خوک ادویهٔ خود؛ لکن از حیث حکم شرعی، جمیع در باب اضطرار علی حدّه سواء‌اند و فرقی میانشان در حکم نیست.

    یاد دارم از مرحوم استاذنا الأعظم ـ انورالله مَنوَره ـ که در سنوات بعیده، آن‌گاه که حقیر در عنفوان شباب و ابتدای سلوک علمی بودم و ایشان در اوج عروج علمی و جذبهٔ عرفانی، مُدام مجلس درس «احکام ثانویه» منعقد می‌فرمود. شبی از شب‌ها ما را به مجلسی دعوت فرمود که سفره‌ای گسترده بود عجیب، مشتمل بر انواع لحوم محرّمه و اصناف مسکرات و فقاعات.
    حقیر که آن منظره دیدم، با جرأت شاگردانه عرض کردم: «یا شیخنا! در مجلسی که فقاع باشد، حضور مؤمن را نشاید و هذا مما لا ریب فیه.»
    آن جناب تبسمی فرمود و گفت: «یا ولدی، این ضیافت نه از برای شهوات، بل از برای تعلیم است؛ تمرین عملی درس صباح تا بدانید که در مقام اضطرار و حکم ثانوی، فقیه چگونه نظر می‌کند و چگونه باب مصلحت گشوده می‌شود.»
    نور به قبرش ببارد، مرحوم ابتدا درس «احکام ثانویه» را تعلیم داد و حضرت عزرائیل فرصت‌ش نداد به «احکام اوّلی و اصول» برسد.

    فلذا، علی ای حال، اصل اوّلی آن است که مؤمنان به طیبات اکتفا کنند و از خبائث اجتناب نمایند و لعن و نفرین بر دشمنان دین ـ از قبیل اسرائیل و آمریکا ـ بر زبان جاری باشد و آرزوی زوال شیطان اکبر در دل‌ها موج زند. لکن سؤال اینجاست که طیبات در این بازار آشفته کجا یافت می‌شود؟
    امروز که تحریم‌های دول اجنبی همچون باری گران بر گردهٔ مردمان فقیر و ضعفا نهاده شده و معیشت خلق را به تنگ آورده است، اصرار بر اصول، علی‌حدّه و مجرد از ملاحظهٔ مصالح، چندان موافق عقل سلیم و تدبیر حکیمانه نمی‌نماید. مادامی که تحریم برقرار است، طیبات نیز در بازار نایاب گردد و مردم در مضیقه افتند.

    هذا ما عندنا، و العلم عندکم، و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم

  • اگر خصم مانعِ سفکِ دماء شود، آیا ردِّ قولِ او جایز است؟ تأملی فقهی فلسفی در حملهٔ موشکی در صدمین شب جنگ

    آن رجلِ موسوم به حامیِ صلح و حائزِ جایزهٔ نوبل، جنابِ مستطاب آقای ترامپ ـ علی ما قیل ـ گرچه در ادوارٍ سابقه در عدادِ خصمِ امّت و ملقّب به «شیطان اکبر» بوده است، لکن قاعدهٔ مسلّمهٔ «بابُ التوبهِ مفتوحٌ ما لم یُغَرغِر» و اصلِ عقلائیِ «امکانُ الانقلابِ من حالٍ إلی حال» اقتضا می‌کند که بابِ اصلاح و رجوع الی الحق را مسدود ندانیم؛ چه آن‌که در منطقِ شریعت، یزیدِ زمان نیز اگر توبهٔ نصوح آورد، حکمُه غیرُ ما کان. و مسلّم است که «لا تقنطوا من رحمه الله» شاملِ جمیعِ عباد است، علی اختلافِ مراتبهم.

    فلذا بر سبیلِ ارشاد و تنبیه، خطاب به جمیعِ قوای نظامی ـ لا سیّما سبزپوشانِ سپاه که در مقامِ دفاع از کیانِ اسلام و بیضهٔ بلادِ مسلمین‌اند ـ عرض می‌شود: همان‌گونه که مشارٌالیه (ترامپ) اظهار داشته، ما نیز از حیثِ قاعدهٔ اهمّ و مهمّ و تقدیمِ مصلحتِ اعظم بر مفسدهٔ ادنی، قائل به توقفِ استمرارِ حملات پس از واقعهٔ شبِ یک‌شنبه موافق ۲۱ ذی‌حجهٔ سنهٔ ۱۴۴۷ می‌باشیم؛ چه آن‌که استمرارِ حملات صاروخیه، اگر موجبِ افسادِ بابِ مذاکرات گردد، داخل در عنوانِ «تفویتِ مصلحتِ اهمّ» خواهد بود، و ذلک غیرُ جائزٍ عقلاً و شرعاً.

    و اما آن رژیمِ غاصب «لاشیء» است و آن نتانیاهو «لاشیء»تر، و همین مقدار از اظهارِ قدرت موشکی، کفایت در اتمامِ حجّت می‌کند؛ چه مقصود از قتال در فقهِ جهاد، اقامهٔ حق و دفعِ عدوان است، لا سفکُ الدماءِ علی سبیلِ انتقام. اگر غرض حاصل شد، اصرار بر زیاده، مشمولِ نهیِ «و لا تعتدوا إن الله لا یحب المعتدین» خواهد بود.

    از سوی دیگر، اگر ترامپ در این مقطعِ زمانی مانع از پاسخِ متقابل و سببِ کَفِّ یدِ اسرائیل از استمرارِ ضربات گردد، فذلک من حیثُ النتیجه داخلٌ فی عنوانِ «دفعِ افسد بالفاسد» است و «حفظُ النفسِ المحترمه من أهمّ الواجبات» و او توفیق حفظ جان نفوس ایرانیین را داشته است.

    اگر امروز، کسی ـ هر که باشد ـ مانع از ریختنِ خونِ اطفال و نساءِ بی‌گناه گردد، این از حیثِ فعل، مشمولِ عنوانِ حسنِ فعلی است، گرچه فاعل در سوابقِ خویش فاعل به خطایا باشد؛ چه آن‌که در فلسفهٔ اخلاق، تفکیک میان «حُسنِ فعلی» و «حُسنِ فاعلی» امری مقبول و مقرّر است.

    آری، حسابِ نیّات و خفیّات بر عهدهٔ علّامُ الغیوب است. «إنّ الله سریعُ الحساب» و «هو خیرُ المنتقمین». اگر در صحیفهٔ اعمالِ او مظالمی باقی است، یومَ القیامه میزان عدلِ الهی قائم است.

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم

    بعد‌التحریر:

    الجزیره به نقل از ترامپ نوشت:

    نتانیاهو چاره‌ای جز پذیرش هر توافقی که ایالات متحده با ایران مذاکره کند، نخواهد داشت. این من هستم که تمام تصمیمات را می‌گیرم و نتانیاهو تصمیم‌گیرنده نیست.

    ضربات ایران هیچ تأثیری بر توافق (ایران و آمریکا) نخواهد داشت. معتقدم توافق با ایران در حال انجام است و خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد.

    کانال ۱۲ اسرائیل: نتانیاهو در تماس تلفنی سعی کرد با درخواست ترامپ مبنی بر عدم پاسخگویی مخالفت کند، اما آن را پذیرفت.

    اکسیوس از یک مقام ارشد آمریکایی: کاخ سفید چراغ سبزی برای اجرای حملات اسرائیل علیه بیروت صادر نکرده است.

    کانال ۱۲ از یک مقام آمریکایی و منبع اسرائیلی: ترامپ از نتانیاهو خواسته است به حمله ایران پاسخ ندهد.

  • مکالمه با یک دوست لبنانی وسط حملات رژیم صهیونیستی و مذاکرات

    با دوستی لبنانی مشغول گفتگوی اینترنتی (چت) بودم در باب موضوعاتی دربارهٔ لبنان.
    صحبت رسید به مذاکرات. نوشتم:

    • ما در وضعیت خوبی هستیم و تنها نگرانی‌مان مذاکرات است.

    گمان کرد منظورم مذاکرات لبنان و اسرائیل است. نوشت:

    • مذاکراتی که مقامات لبنانی در پیش گرفته‌اند، مسیری زیان‌بار برای لبنان است، اما به لطف خداوند، مقاومت در مسیر حق، جهاد و کرامت استوار و پابرجاست و تحت عنایات مولایمان و صاحب‌الزمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف قرار دارد. هچنین حمایت واقعی و قوی جمهوری اسلامی، عنصری مهم در تاب‌آوری و پایداری است که مایهٔ اطمینان خاطر و دلگرمی است.

    زیر پیامش نوشتم:

    • منظورم مذاکرات ایران و‌ آمریکا بود که نسبت به آن نگرانیم.

    نوشت:

    • از نظر ما، اعتمادمان به رهبری جمهوری اسلامی و مذاکره‌کنندگانش در مورد اصرارشان به پیوند توقف جنگ صهیونی در لبنان به پروندهٔ مذاکره با آمریکا بسیار زیاد است.

    نوشتم:

    • حتما ما هم همین اعتماد را داریم ولی از شروط رهبر انقلاب برای اصل و استمرار مذاکرات توقف جنگ در لبنان بود.

    و او با قلبی سرخ پیامم را تایید کرد و نوشتم:

    • و هنوز جنگ در لبنان جریان دارد.

    و زیر پیامم نوشت:

    • بله

    ادامه دادیم و نوشت:

    • موضوع به عقب‌نشینی از جنوب لبنان کشیده خواهد شد.

    من هم نوشتم:

    • ان‌شاءالله قریب.

    اما یادم افتاد سال ۱۴۰۳ وسط جنگ «اولی‌باس» که از لبنان برگشتم چند وقت بعدش آتش‌بس شد و چند ماه بعدش اسرائیل عقب‌نشینی کرد و حالا دوباره همان آش و همان کاسه. دیگر ننوشتم برایش. نه آن‌قدر عربی‌ام قوی است که در چنین مباحث تخصصی، با ترجمهٔ اشتباه یک کلمه، خاطر طرف مقابل را نرنجانم و نه به صلاح است که سر این موضوع زیادی الآن با او بحث کنم.

    نوشت:

    • همین الآن وسط گفتگوی‌مان، چند لحظه قبل یک عملیات موشکی در ضاحیه اتفاق افتاد. صدایش را شنیدم اما هنوز خبر دیگری ندارم. پهپادهای صهیونی دائما و هر روز در آسمان ضاحیه هستند.

    و صوتی هم فرستاد که صدای پهپادها می‌آمد. من در همین زمان که او می‌نوشت، سریع پیام ناتمامم را تمام کردم تا از حمله بیشتر بپرسم:

    • پاسخ به این سوال مهم است. کی و چگونه باید آن‌قدر اسرائیل را بزنیم و بمباران کنیم که نابود شود؟ این سوال خیلی از مردمی است که بیش از ۱۰۰ شب است در خیابان‌ها حضور دارند. چون ایرانی‌ها قدرت جمهوری اسلامی ایران در بمباران اسرائیل را دیدند و دیدند که رهبرشان به دست اسرائیل شهید شد و حالا هم مذاکرات نگران‌شان کرده است.

    به همان دلیلی که در بالا گفتم بحث را رها کردم و شروع کردم به گشتن در اخبار و مثل همیشه الجزیره اولین منبع خبری بود متاسفانه.
    دوست لبنانی عکسی از انفجار فرستاد.
    برایش نوشتم:

    • الله یحمیکم

    و بیشتر اخبار را دیدم و نوشتم:

    • کیفک اخی؟ معلوم شوصار؟ (چطوری برادر؟ معلومه چی شده؟)

    نوشت:

    • لم یتکرر القصف حتی الآن (تا این لحظه بمباران دیگه‌ای نبود)

    و ساعتی نگذشت که الجزیره خبر دیگری نوشت:

    • فوری: ترامپ در مصاحبه با شبکه ان بی سی: نمی‌خواهم که لبنان جزئی از توافق کوتاه‌مدت با ایران باشد.

    من قصدم نبود و نیست که برای دوست لبنانی‌ام از مشکلات داخلی‌مان بگویم، او به تمام مسئولین جمهوری اسلامی ایران خوش‌بین است، من هم، ولی همان برادر لبنانی وقتی چت نباشد و در ساحل صور یا خیابان‌های نبطیه یا بالکن یکی از آپارتمان‌های مشرف به دریای مدیترانه با او بنشینی و از عادت‌شان قلیان هم باشد و با او گپ بزنی. می‌پرسد:

    • چرا ایران حمله نمی‌کند؟ دلیلش چیست؟

    و جماعت لبنانی که هنوز تجربهٔ حتی یک روز دولت مطبوع خود را نداشته‌اند دل‌کنده از هر کسی و هر جایی حتی جمهوری اسلامی ایران، با وجود این سوال، محکم مقابل رژیم اشغال‌گر ایستاده‌اند و می‌ایستند حتی آن زمانی که جمهوری اسلامی هنوز نبود.
    این موضوعش فرق دارد با سوال بالا.
    این سوال، سوال یک اپوزوسیون یا مخالف نظام یا فتنه‌گر نیست. یک سوال حقیقی است که پاسخش در هیچ رسانهٔ ایرانی پیدا نمی‌شود شاید الجزیره و ایکس باز به دادمان برسند و از نقل یک مقام ایرانی به عربی و انگلیسی خبر و توئیت بزنند و ما ترجمه کنیم و در کانال‌ها و سایت‌هایمان منتشر کنیم.

    حمید اسماعیل‌زاده

    تاریخ نوشته: ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ / ۷ ژوئن ۲۰۲۶

  • فقه الدبلوماسی و شرح المذاکرات: در بیانِ آن‌که حرامِ دیروز چرا واجبِ امروز شد

    چند صباحی پیش، استوانهٔ فقاهت و مشیّدِ ارکانِ دبلماسیه، حاج رجیم، در حاشیهٔ درسِ غامضِ «فقه‌الدبلوماسی»، مطلبی نقز بیان فرمودند در پاسخ به یکی از تلامذه و ارادتمندانش، که اشکال کرد:

    «شیخ! ما را در این حیرت دستگیری کن. چون است که رهبرِ ثانی و آن شهیدِ راهِ حق – قدس الله سرّه – مکرراً بر عدمِ نفعِ مذاکره با بلادِ فرنگ و ابلیسِ اکبر انذار فرموده بودند و کنون سخن از آن شهید یاد کردن نشاید؟ وظیفه‌ٔ ما در این میانه چیست؟»

    حاج رجیم قدری تامل کرد و فرمود:
    «اولاً بدان و آگاه باش که هرگونه نجوایِ مخالفت یا القایِ شکوک و شبهات در بابِ مراوده با آن شیطانِ رجیم – جَعَلَهُ اللهُ فی اَسفلِ السافلین بَعدَ نِهایهِ المُذاکرات – خروج از ربقهٔ “وحدت” است. و این کلمه‌ٔ مقدسه، چنان وجوبِ فوری دارد که تارکِ آن را کفاره‌ای سخت لایق آید و درنگ در آن، مایهٔ خذلان و وبال است.»

    مقرّر درس استاد اضافه می‌کند که استاد افزود: «امّا در بابِ آن نصّ صریح که از رهبرِ شهید در بابِ عدمِ سودمندیِ مذاکره روایت شده؛ بدان ای سالک که مقتضایِ سلوک، “ابن‌الوقت” بودن است. صوفی و فقیه را نشاید که در بندِ دیروز بماند، بلکه باید “امامِ حی” و مقتدایِ وقت را بشناسد. مگر نه این است که یک ماه تمام، روزه بر تو مفروض و واجب است؟ لکن چون صبحِ عیدِ شوال برآید، همان فعلِ واجب، بر تو حرامِ قطعی می‌گردد. پس اصل، “تبعیت” است نه “عادت”. آن کس که بپرسد چرا واجبِ دیروز، حرامِ امروز و حرامِ دیروز، واجبِ امروز گشت، از سِرّ ولایت بی‌خبر است.»

    مقرّر درس استاد حاج رجیم، میرزا هدایت‌خان لعین‌الدوله مرقوم داشتند که:
    در انتهای آن محفل، یکی دیگر از مستفیدانِ درس عرضه داشت: «یا شیخ! آیا از جانبِ رهبرِ ثالث و حی، تصریحی بر تاییدِ این مراودات و مذاکرات هست؟»
    لعین‌الدوله اضافه داشتند: در این هنگام، شیخ دستِ مبارک بر موضعِ جنوبیِ سُرّه (ناف) نهاده و بی‌آنکه سخنی بگوید، مجلس را ترک فرمود. یکی از ملازمینِ خاص گفت: «استاد را قضایِ حاجتی پیش آمد و به ضرورت برفت.» دیگری اما از سرِ ارادت تصحیح کرد که: «خیر، بلکه شیخ به جهتِ تجدیدِ طهارت و وضو برفت تا با طهارتِ کامل، پاسخِ این پرسشِ خطیر باز گوید.»

    کتاب نهایهالفتن، حاج رجیم

  • تحفه‌ای برای مریدان

    جویندگانِ مسالکِ معرفت و پویندگانِ مدارجِ بصیرت، پس از ارسالِ مکررِ مراسلات و تحریرِ متواترِ رسائل در بابِ دفعِ شکوک و رفعِ شبهاتِ گروهِ ولایت‌نشناس — آنان که به تلبیس و تدلیس، قصدِ مخدوش‌کردنِ مساعیِ جمیله و مجاهداتِ دیپلماسی (سفارت فخیمه) را دارند — این مقالِ مستطاب را به محضرِ اربابِ فراست و اصحابِ کیاست معروض داشتند.

    در ادامه، فتوایِ منیر عالمِ ربانی و سالکِ صمدانی، آن که در خمولِ گوشه‌ عزلت از خلق مستور است، جنابِ حاج رجیم (طاب ثراه) از نظر می‌گذرد:

    https://pavaraqiha.ir/14050314/159

  • حکم وجوب مذاکره با آمریکا مع عدم ترتُّب فایده بر آن

    فَاعْلَم گرچه مذاکره با آمریکا آن کفر مطلق و شیطان الاکبر،بنابر مقتضای قاعدهٔ «نفی سبیل»، سبب تسلط اغیار بر مسلمین است، لکن در مقام «تزاحم»، دفعِ اَفسد به فاسد و تقدیم اهم بر مهم، از مستقلات عقلیه و واجبات شرعیه است.

    و کدام اَفسد، عظیم‌تر از تعریضِ جانِ قطب عالم امکان، حضرت بقیهالله (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و نائبِ مکرّم ایشان به صاروخ و موشک؟ چه آنکه آن وجود مقدّس، بنابر نصوص الروایات المتواتره، حاضرٌ فی بیننا، سائرٌ فی أسواقنا، شاهِدٌ لأحوالنا و نزولِ صواریخِ (موشک‌های) اهل کفر، ابدانِ شریفشان را در معرض بلیّات قرار می‌دهد.

    فَمَعَ الوجود مکرِ قطعیِ خصم در مذاکرات، تحمّل خسران احتمالی مذاکرات در قبالِ دفع خطرِ یقینی نسبت به دماءِ مقدّسه و صیانت از نفسِ زکیهٔ امامِ عصر و نائبِ ایشان، عقلاً و شرعاً اولی و اوجب است. والله العالم.

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم

  • داعشی‌های انقلابی یا انقلابی‌های داعشی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    در میانهٔ مطالبهٔ به حق نسبت به اینکه «باید چرایی آتش بس از طرف شعام روشن شود» و اینکه «در ۲۰ ساعت مذاکره چه گذشت؟» و اینکه «چرا لبنان زیر آتش و ما آتش‌بس هستیم؟» عده‌ای داعشی‌مسلک پیدا می‌شوند و شروع می‌کنند به فحاشی علیه آقای قالی‌باف و سپاه و دولت و … تا تسویه‌حساب‌های شخصی و انتخاباتی خود را بکنند.
    اینکه این «انقلابی‌های داعشی» یا «داعشی‌های انقلابی» هم پروژه‌بگیر همان‌هایی باشند که دل‌شان مذاکره می خواهد و آتش‌بس اصلا بعید نیست تا جریان به حق این مطالبه و سوال را به حاشیه بکشانند؛ مثل همهٔ جریانات تکفیری در طول تاریخ تا بتوانند چهرهٔ یک حق را خراب کنند.
    مطالعه کنید که آمریکا چطور می‌خواست چهرهٔ اسلام و الله‌اکبر که پرچم توحید هست را با داعشی‌هایی که با الله اکبر عملیات انتحاری انجام می‌دادند تخریب کند و شهادت‌طلبی نیروهای لبنان و مقاومت و فلسطین و … را بدنام کند. البته این‌که آمریکا توانست یا نه بحث دیگری است که نتوانست و قضیه‌ای مثل طوفان الاقصی چهرهٔ اسلام را تغییر داد.

    با وجود چنین گروه‌های تکفیری باید دست از حق و شهادت‌طلبی و الله اکبر برداشت؟

    آن‌کسی که در این دورهٔ سکوتِ برفرض صحنهٔ نبرد، تسویه‌حساب شخصی می‌کند، آن‌کسی که القای یأس و شکست می‌کند، آن‌کسی که به رزمنده و فرماندهٔ غیور سپاه تهمت ترس و ضعف می‌زند و آن‌کسی که به رهبر فرزانهٔ انقلاب تهمت بزدلی و سست‌عنصری می‌زند، قطعاً در سپاه یزید و نتانیاهوست. همچنین، آن‌هایی که آگاهانه، “نگرانیِ برحقِ مردم” از عاقبتِ مشابهِ آتش‌بس با برجام و قطعنامهٔ ۵۹۸ را -که شعام علیرغم نامهٔ رهبری، آن را آتش‌بس و جشن پیروزی خواند- یا پرسشِ مردم از مسئولین دربارهٔ چراییِ آتش‌بسِ ما و زیرِ آتش بودن لبنان -با وجود آنکه مفاد آتش‌بس چیز دیگری است- و بیان جزئیاتِ غیرامنیتی ۲۰ ساعت مذاکره را “مخالفت با ولی‌فقیه” می‌خوانند، قطعاً در سپاه شیطان‌اند؛ چراکه شیطان از مردم چیزی جز جهل و حیوان چشم‌ و گوش بسته بودن نمی‌خواهد و مردمِ مبعوث‌شده را صرفاً به تماشاچیانی منفعل تقلیل می‌دهد.

    مردمی که رهبر شهیدمان، آن‌ها را در تمام امور مملکتی سهیم می‌دانست حتی بی‌دست‌وپا‌ترین مردم را چه برسد به مردم مبعوث‌شده در جنگ رمضان و خودش را از هیچ مشورت و حرف مردم بی‌نیاز نمی‌دانست.

    لطفا این دو فراز از کلام رهبری را با صدای بلند بخوانید:

    ملّت ایران هرگز دخالت در امور اداره‌ی کشور را تجربه نکرده بود، آزمایش نکرده بود؛ انقلاب اسلامی این را هدیه کرد به ملّت ایران به دست امام بزرگوار و برجسته‌ی بی‌نظیر ما. قدر این را باید دانست: این مردم‌سالاری، این حضور مردمی.
    ۱۴۰۳/۰۵/۰۷
    https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1046#131040

    یک جمله‌ی دیگر که باز این هم در مقام احترام به نظر مردم [است]؛ و این هم باز در اوج است. فَلا تَکُفّوا عَن مَقالَهٍ بِحَقٍّ اَو مَشوِرَهٍ بِعَدل‌؛ امیرالمؤمنینی که معدن حکمت است، معدن علم است، علم او متّصل به علم خدا است، علم او از وسایل عادّی به دست نیامده، این انسان با این عظمت علمی میگوید: فَلا تَکُفّوا عَن مَقالَهٍ بِحَقّ؛ اگر حرف حقّی به نظرتان رسید که باید به من بگویید، بگویید؛ ساکت نمانید؛ اَو مَشوِرَهٍ بِعَدل؛ یک وقتی میخواهید یک مشورتی به من بدهید، یک چیزی به نظرتان میرسد، مشورت بدهید. در همه‌چیز در اوج، از همه‌جهت در اوج!
    باز یک نکته‌ای دیگر که این هم همین مسئله‌ی حضور مردم و تأثیر مردم در سرنوشت کشور [است]. میفرماید که «وَ لَا امرُؤٌ وَ اِن صَغَّرَتهُ النُّفوسُ وَ اقتَحَمَتهُ العُیونُ بِدونِ اَن یُعینَ عَلَى ذلک»؛ هر کسی هر چند به نظر شما کوچک بیاید و بخواهید یا بتوانید او را نادیده بگیرید، این‌جور نیست که در سرنوشت کشور بی‌تأثیر باشد؛ یعنی کوچک‌ترین افراد جامعه، فقیرترین افراد جامعه، بی‌دست‌و‌پاترین افراد جامعه هم میتوانند در سرنوشت کشور مؤثّر باشند.
    ۱۴۰۳/۰۴/۰۵
    https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1046#131016