چند صباحی پیش، استوانهٔ فقاهت و مشیّدِ ارکانِ دبلماسیه، حاج رجیم، در حاشیهٔ درسِ غامضِ «فقهالدبلوماسی»، مطلبی نقز بیان فرمودند در پاسخ به یکی از تلامذه و ارادتمندانش، که اشکال کرد:
«شیخ! ما را در این حیرت دستگیری کن. چون است که رهبرِ ثانی و آن شهیدِ راهِ حق – قدس الله سرّه – مکرراً بر عدمِ نفعِ مذاکره با بلادِ فرنگ و ابلیسِ اکبر انذار فرموده بودند و کنون سخن از آن شهید یاد کردن نشاید؟ وظیفهٔ ما در این میانه چیست؟»
حاج رجیم قدری تامل کرد و فرمود:
«اولاً بدان و آگاه باش که هرگونه نجوایِ مخالفت یا القایِ شکوک و شبهات در بابِ مراوده با آن شیطانِ رجیم – جَعَلَهُ اللهُ فی اَسفلِ السافلین بَعدَ نِهایهِ المُذاکرات – خروج از ربقهٔ “وحدت” است. و این کلمهٔ مقدسه، چنان وجوبِ فوری دارد که تارکِ آن را کفارهای سخت لایق آید و درنگ در آن، مایهٔ خذلان و وبال است.»
مقرّر درس استاد اضافه میکند که استاد افزود: «امّا در بابِ آن نصّ صریح که از رهبرِ شهید در بابِ عدمِ سودمندیِ مذاکره روایت شده؛ بدان ای سالک که مقتضایِ سلوک، “ابنالوقت” بودن است. صوفی و فقیه را نشاید که در بندِ دیروز بماند، بلکه باید “امامِ حی” و مقتدایِ وقت را بشناسد. مگر نه این است که یک ماه تمام، روزه بر تو مفروض و واجب است؟ لکن چون صبحِ عیدِ شوال برآید، همان فعلِ واجب، بر تو حرامِ قطعی میگردد. پس اصل، “تبعیت” است نه “عادت”. آن کس که بپرسد چرا واجبِ دیروز، حرامِ امروز و حرامِ دیروز، واجبِ امروز گشت، از سِرّ ولایت بیخبر است.»
مقرّر درس استاد حاج رجیم، میرزا هدایتخان لعینالدوله مرقوم داشتند که:
در انتهای آن محفل، یکی دیگر از مستفیدانِ درس عرضه داشت: «یا شیخ! آیا از جانبِ رهبرِ ثالث و حی، تصریحی بر تاییدِ این مراودات و مذاکرات هست؟»
لعینالدوله اضافه داشتند: در این هنگام، شیخ دستِ مبارک بر موضعِ جنوبیِ سُرّه (ناف) نهاده و بیآنکه سخنی بگوید، مجلس را ترک فرمود. یکی از ملازمینِ خاص گفت: «استاد را قضایِ حاجتی پیش آمد و به ضرورت برفت.» دیگری اما از سرِ ارادت تصحیح کرد که: «خیر، بلکه شیخ به جهتِ تجدیدِ طهارت و وضو برفت تا با طهارتِ کامل، پاسخِ این پرسشِ خطیر باز گوید.»
کتاب نهایهالفتن، حاج رجیم
دیدگاهتان را بنویسید