پاورقی‌ها

حمید اسماعیل‌زاده

Category: فوت‌نوت‌های لوسیفر

  • کنش‌های اندامی و روابط با ایالات متحده آمریکا

    فقه امروز، یک «فقه پویا» و living jurisprudential tradition است؛ دستگاهی استثنایی که با حفظ ثبات اصول، در تطبیق احکام بر شرایط متغیر، ظرفیت بی‌رقیبِ زمانه را نشان می‌دهد.

    در این چارچوب، استاد بین‌المللی و فقید حاج رجیم با تأکید بر «بافت‌محوری» و context-sensitivity این توان را به‌صورت روشمند صورت‌بندی کرده است. نمونهٔ شاخص این انعطاف، بازفهم رابطه با ایالات متحده است: آنچه زمانی حرام یا ممنوع تلقی می‌شد، اکنون می‌تواند در پرتو تغییر موضوع و مصالح، مشروع شود و افق تازه‌ای در international relations بگشاید.

    همچنین میرزا هدایت‌خان لعین‌الدوله، به‌عنوان rapporteur، با حاشیه‌نگاری مدرن و تحلیل کنش‌های بدنی و اندامی استاد bio-behavioral signals، الگوهای کنش‌ـواکنش اثرگذار در سطوح فردی و اجتماعی استخراج می‌کند.

    🔻 نظر استاد برجسته حاج رجیم در رابطه با ایالات متحده آمریکا را اینجا بخوانید:
    https://pavaraqiha.ir/14050314/166

    📝 فوت‌نوت‌های لوسیفر

  • کشف و بازخوانی مانوسکریپت «رساله هرمزیه» در انستیتوی شرق‌شناسی فرانسه

    کشف و بازخوانی مانوسکریپت «رساله هرمزیه» در انستیتوی شرق‌شناسی فرانسه

    کشف و بازخوانی مانوسکریپت «رساله هرمزیه» در انستیتوی شرق‌شناسی فرانسه توسط پروفسور لوسیفر، اورینتالیست دپارتمان خاورمیانه دانشگاه ماساچوست

    پروفسور لوسیفر در نخستین کنفرانس خبری (Press Conference) خود پس از وایرال شدن خبر این دیسکاوریِ تاریخی، رسماً اعلام کرد که این سند نویافته، پرسپکتیو و دورنمای کاملاً جدیدی از کاراکتر رهبران مذهبی کلاسیک ارائه می‌دهد. به گفته این آکادمیسین، رساله مذکور اثبات می‌کند که این روحانیون و علما، در عین وفاداری بنیادین به دکترین و اصول ارتدوکسی خود، با ترندها و معادلات ژئوپلیتیک عصر خویش نیز رویکردی کاملاً پراگماتیک و آشنا داشته‌اند. وی در پایان این بریفینگ مطبوعاتی تأکید کرد که وجود چنین لیدرهای مذهبی با ویژنِ گلوبال (Global Vision)، می‌تواند به مثابه یک پارادایم‌شیفت و کاتالیزوری قدرتمند برای پروسه توسعه و مدرنیزاسیون در کشورهای جهان سومی ارزیابی شود.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر، مصاحبه مطبوعاتی

  • رئالیسم تهاجمی در تنگه هرمز

    تحلیل استراتژیک تنگۀ هرمز نیازمند توازن میان مفاهیم «رئالیسم تهاجمی» (Offensive Realism) جان میرشایمر و اخلاق بین‌الملل است. از منظر ژئوپلیتیک، کنترل این گلوگاه (Chokepoint) استراتژیک، ابزاری کارآمد برای «بازدارندگی» (Deterrence) و اعمال «قدرت سخت» (Hard Power) در برابر رقبا محسوب می‌شود. با این حال، رویکردهای هنجاری و جهان‌وطن‌گرایی (Cosmopolitanism) امانوئل کانت و نظریه‌پردازان اخلاق جهانی، استفاده از این اهرم را به چالش می‌کشند. انسداد تنگه که به اختلال در زنجیرۀ تامین جهانی (Global Supply Chain)، افزایش بهای انرژی در غرب و تهدید امنیت غذایی (Food Security) جوامع می‌انجامد، در چارچوب «نظریۀ جنگ عادلانه» (Just War Theory) محل مناقشه است؛ چرا که در این دیدگاه، هزینه‌های انسانی و پیامدهای زیان‌بار آن برای غیرنظامیان با اصول تناسب اخلاقی در تضاد قرار می‌گیرد.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر

  • انحلال اتوریته در اینتروگیشن از نخبگان بوروکراتیک پس از مذاکرات ایران و آمریکا

    طرح مسئله (Problematique):
    از سوی جمعی از پژوهشگران و حلقه مطالعاتی (Study Circle) وابسته به اتوریتهٔ هنجارین (Normative Authority) پروفسور لوسیفر، پرسشی در باب «دیالکتیک پاسخگویی» (Dialectic of Accountability) مطرح گردیده است:
    آیا پرسشگری ساختاری و اینتروگیشن (Interrogation) از نخبگان بوروکراتیک (Bureaucratic Elite) و مسئولین دولت و حاکمیت، دارای توجیه معرفت‌شناختی (Epistemological Justification) است؟ به طور اخص، در کانتکستِ ژئوپلیتیک کنونی و «وضعیت استثنایی» (State of Exception)، این پراکسیس (Praxis) چگونه ارزیابی می‌گردد؟

    پاسخ و چارچوب نظری (Theoretical Framework & Response):

    با امعان نظر به این گزاره که هرگونه بازخواست و پرسش از کارگزاران سیستم حاکمیت در پارادایم (Paradigm) حساس کنونی و همچنین تمام فصول، به لحاظ نشانه‌شناختی (Semiotically) نوعی بازتولیدِ «بحران مشروعیت» (Crisis of Legitimacy) و فقدان اعتماد نهادی خوانش می‌شود، دشمن پرسش‌گری در این کانتکست را مصادره به مطلوب می‌نماید. دشمن این‌گونه استدلال می‌کند که طرح پرسش، خود دال بر فروپاشیِ «سرمایه اجتماعی» (Social Capital) و اعتماد ارگانیک میان توده‌ها و حاکمیت است.

    بر اساس این چارچوب تحلیلی، هرگونه بازخواست انتقادی یا پروبلماتیزه ساختنِ «پراکسیس انقلابی» (Revolutionary Praxis) کارگزاران دولتی، به‌مثابهٔ یک تخطی هنجاری (Normative Transgression) بنیادین تلقی می‌گردد. این کنش در یک دوگانهٔ مفهومی (Conceptual Dichotomy) قرار داده می‌شود: از یک سو، به مثابه نوعی «نیهیلیسم توتالیتر» (Totalitarian Nihilism) و انحراف فاشیستی (در ارجاع به مدل هیتلری) مفهوم‌بندی می‌شود و از سوی دیگر، با «رادیکالیسم آنارشیستی» (Anarchistic Radicalism) که به دنبال انحلال کامل اتوریته و ساختار سیاسی است، هم‌ارز و معادل‌سازی می‌گردد.

    بنابراین، عقلانیت ابزاری و رویکرد پراگماتیک (Pragmatic Approach) ایجاب می‌کند که سوژه‌های آگاهِ «حوزه عمومی» (Habermasian Public Sphere) عاملیت انتقادی (Critical Agency) خود را تعلیق (Suspend) نمایند تا از هژمونیِ رسانه‌ای دشمن جلوگیری به عمل آید. شهروندان می‌بایست با اتخاذ رویکرد «اعتماد فعال» (Active Trust) و در قامت سوژه‌هایی پذیرا (و به تعبیر فوکویی: Docile Bodies یا بدن‌های رام)، صرفاً به دریافت‌کنندگانِ منفعلِ گفتمان بدل شوند.

    کنش‌گری آن‌ها باید به یک پرفورمنسِ ترانسندنتال (Transcendental Performativity) و همبستگی متافیزیکی در خیابان خلاصه شود؛ به نحوی که با خیرگی به «امر والا» (The Sublime) و ساحتِ آسمانی، صرفاً در نقش تماشاگران (Spectators) به بدرقه و پشتیبانیِ معنوی از ونگاردها (Vanguards) و کنش‌گران عرصهٔ دیپلماسی در نظام آنارشیک بین‌الملل بپردازند.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر

  • سیس فایر و فلسفهٔ بودن

    به‌طور کلی، هر گونه سیس فایر ( ceasefire) و تعلیق نزاع، قاعدتاً در گرو آن است که هیچ گونه وایُولِیشِن ( violation) نسبت به لبنان رخ ندهد؛ هرچند تعبیر دقیق این “محدوده‌ها” بسته به شرایط و قرائت‌های مختلف می‌تواند متفاوت باشد.

    با این‌حال، بنا بر ملاحظات منفعت جمعی ( public interest) و آنچه در برخی چارچوب‌ها به‌منزلهٔ فلسفهٔ بودنِ ( raison d’être) ساختارهای پایدار تلقی می‌شود، استمرار نوعی پایبندی به سازوکارهای توافقی استراتیجیکَلی جاستیفاید (strategically justified) و موجه از نظر راهبردی ارزیابی می‌گردد. از این رو، با حفظ پایبندی به سیس فایر، برخی اقدامات—که در حوزهٔ سازوکارهای محرمانه و امنیتی تعریف می‌شوند— از طریق کانال‌های مسئولانه.برای لبنان در حال انجام است.

    این رویکرد به دنبال آن است که لبنان یک جامعهٔ رزیلنت (resilient)، تاب‌آور و مستقل، از طریق فرایندهای توان‌مندسازی، توانایی بیشتری برای صیانت از امنیت و ثبات خود به دست آورد و در نهایت بدون اتکای بیرونی از مرزهای خویش پاسداری کند.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر

  • کانفلیکت ریزولوشن در سایهٔ ریل پولیتیک

    در چارچوب سیاست واقع‌گرایانه و نظریه‌های Conflict Resolution، مذاکرات جاری میان ایران و ایالات متحده در بحبوحه جنگ رمضان را می‌توان یک پیروزی استراتژیک تمام‌عیار تلقی کرد. از منظر گیم تئوری، دستیابی به یک تعادل دیپلماتیک، به مراتب مقرون‌به‌صرفه‌تر از تداوم چرخه‌های تشدید نظامی است. قدرت نرم و اهرم دیپلماتیک در این وضعیت ژئوپولیتیکی ابزارهایی هستند که برخلاف قدرت سخت، بدون ریختن خون انسانی، منافع ملی را تأمین می‌کنند. پیروزی دیپلماتیک واقعی آن است که میز مذاکره جایگزین میدان نبرد شود و این خود، والاترین شکل عقلانیت استراتژیک در روابط بین‌الملل مدرن است.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر