پاورقی‌ها

حمید اسماعیل‌زاده

Tag: فوت‌نوت‌های لوسیفر

  • انحلال اتوریته در اینتروگیشن از نخبگان بوروکراتیک پس از مذاکرات ایران و آمریکا

    طرح مسئله (Problematique):
    از سوی جمعی از پژوهشگران و حلقه مطالعاتی (Study Circle) وابسته به اتوریتهٔ هنجارین (Normative Authority) پروفسور لوسیفر، پرسشی در باب «دیالکتیک پاسخگویی» (Dialectic of Accountability) مطرح گردیده است:
    آیا پرسشگری ساختاری و اینتروگیشن (Interrogation) از نخبگان بوروکراتیک (Bureaucratic Elite) و مسئولین دولت و حاکمیت، دارای توجیه معرفت‌شناختی (Epistemological Justification) است؟ به طور اخص، در کانتکستِ ژئوپلیتیک کنونی و «وضعیت استثنایی» (State of Exception)، این پراکسیس (Praxis) چگونه ارزیابی می‌گردد؟

    پاسخ و چارچوب نظری (Theoretical Framework & Response):

    با امعان نظر به این گزاره که هرگونه بازخواست و پرسش از کارگزاران سیستم حاکمیت در پارادایم (Paradigm) حساس کنونی و همچنین تمام فصول، به لحاظ نشانه‌شناختی (Semiotically) نوعی بازتولیدِ «بحران مشروعیت» (Crisis of Legitimacy) و فقدان اعتماد نهادی خوانش می‌شود، دشمن پرسش‌گری در این کانتکست را مصادره به مطلوب می‌نماید. دشمن این‌گونه استدلال می‌کند که طرح پرسش، خود دال بر فروپاشیِ «سرمایه اجتماعی» (Social Capital) و اعتماد ارگانیک میان توده‌ها و حاکمیت است.

    بر اساس این چارچوب تحلیلی، هرگونه بازخواست انتقادی یا پروبلماتیزه ساختنِ «پراکسیس انقلابی» (Revolutionary Praxis) کارگزاران دولتی، به‌مثابهٔ یک تخطی هنجاری (Normative Transgression) بنیادین تلقی می‌گردد. این کنش در یک دوگانهٔ مفهومی (Conceptual Dichotomy) قرار داده می‌شود: از یک سو، به مثابه نوعی «نیهیلیسم توتالیتر» (Totalitarian Nihilism) و انحراف فاشیستی (در ارجاع به مدل هیتلری) مفهوم‌بندی می‌شود و از سوی دیگر، با «رادیکالیسم آنارشیستی» (Anarchistic Radicalism) که به دنبال انحلال کامل اتوریته و ساختار سیاسی است، هم‌ارز و معادل‌سازی می‌گردد.

    بنابراین، عقلانیت ابزاری و رویکرد پراگماتیک (Pragmatic Approach) ایجاب می‌کند که سوژه‌های آگاهِ «حوزه عمومی» (Habermasian Public Sphere) عاملیت انتقادی (Critical Agency) خود را تعلیق (Suspend) نمایند تا از هژمونیِ رسانه‌ای دشمن جلوگیری به عمل آید. شهروندان می‌بایست با اتخاذ رویکرد «اعتماد فعال» (Active Trust) و در قامت سوژه‌هایی پذیرا (و به تعبیر فوکویی: Docile Bodies یا بدن‌های رام)، صرفاً به دریافت‌کنندگانِ منفعلِ گفتمان بدل شوند.

    کنش‌گری آن‌ها باید به یک پرفورمنسِ ترانسندنتال (Transcendental Performativity) و همبستگی متافیزیکی در خیابان خلاصه شود؛ به نحوی که با خیرگی به «امر والا» (The Sublime) و ساحتِ آسمانی، صرفاً در نقش تماشاگران (Spectators) به بدرقه و پشتیبانیِ معنوی از ونگاردها (Vanguards) و کنش‌گران عرصهٔ دیپلماسی در نظام آنارشیک بین‌الملل بپردازند.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر

  • سیس فایر و فلسفهٔ بودن

    به‌طور کلی، هر گونه سیس فایر ( ceasefire) و تعلیق نزاع، قاعدتاً در گرو آن است که هیچ گونه وایُولِیشِن ( violation) نسبت به لبنان رخ ندهد؛ هرچند تعبیر دقیق این “محدوده‌ها” بسته به شرایط و قرائت‌های مختلف می‌تواند متفاوت باشد.

    با این‌حال، بنا بر ملاحظات منفعت جمعی ( public interest) و آنچه در برخی چارچوب‌ها به‌منزلهٔ فلسفهٔ بودنِ ( raison d’être) ساختارهای پایدار تلقی می‌شود، استمرار نوعی پایبندی به سازوکارهای توافقی استراتیجیکَلی جاستیفاید (strategically justified) و موجه از نظر راهبردی ارزیابی می‌گردد. از این رو، با حفظ پایبندی به سیس فایر، برخی اقدامات—که در حوزهٔ سازوکارهای محرمانه و امنیتی تعریف می‌شوند— از طریق کانال‌های مسئولانه.برای لبنان در حال انجام است.

    این رویکرد به دنبال آن است که لبنان یک جامعهٔ رزیلنت (resilient)، تاب‌آور و مستقل، از طریق فرایندهای توان‌مندسازی، توانایی بیشتری برای صیانت از امنیت و ثبات خود به دست آورد و در نهایت بدون اتکای بیرونی از مرزهای خویش پاسداری کند.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر