چون آتشِ حرب و قتال با دولتِ مستکبرهٔ “آمریکا” (عَجَّلَ اللهُ نِهایَتَها) خَموش گشت و غبار معرکه از ثُغورِ مَمالکِ اسلامیه مرتفع شد، دیدم که چندی از صفشکنان و مُجاهدین فیسبیلالله، با قلوبی مملو از ابتهاج و شادی پس از فتح، در کنجی از مسجد نشسته بودند.
آن دلاوران با کمالِ فرح و سُرور، قصهٔ فتوحات و منکوب ساختنِ آمریکا و اسرائیل را بر همدیگر عرضه میداشتند و از تَدمیر ناوگان آن دولت طاغیه، حکایتها نمودند؛ «وَ یَستَبشِرونَ بِنِعمَهٍ مِنَ اللهِ وَ فَضلٍ».
استاذنا الاعظم حضرتِ مُستطاب، استوانهٔ فقاهت، «استاذنا الاعظم حاج رجیم» (أطالَ اللهُ بَقاءَهُ وَ نَفَعَنا بِعُلومِهِ) در کنجی دیگر معتکفِ اذکار دیبلوماسیه و در عمق تأمل بودند که دیدم آن رکنِ رکین و مَقتدایِ مُتَّقین، چون حکایاتِ ایشان را شنیدند، به ایشان ملتفت گشته و اینچنین فرمودند:
«هَنیئاً لَکُم! إنَّکُم قَد بَلَّغتُم مَبلغاً عَظیماً؛ گرچه شما را در نبرد با این عَدُوِّ ظاهری، فتحی مُبین نصیب گشت و بانگِ «المَوتُ لِأمریکا» بر آفاق طنینانداز شد، لکن زِنهار که از «جهاد اکبر» غافِل مشوید!»
یکی از مستمعین به ادب پرسید: «جهاد اکبر کدام است شیخ؟»
استاد فرمود: «آن است که باید با «آمریکای نفس» و «آمریکای درون» خود مبارزه کنید. حالا که از جهاد اصغر برگشتهاید دیگر به جهاد اکبر مشغول شوید و هیچچیز مانع در رسیدن به جهاد اکبر نشود حتی جهاد اصغر!
اَیُّهَا المُجاهِدون، بدانید که «أعدى عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتی بَینَ جَنبَیکَ»؛
یعنی نفسِ سرکشِ شما دشمنترین دشمنان شماست.
شکست دادنِ این نَفسِ أمّاره و قَمعِ این «آمریکایِ دَرون»، شاقتر و صعبالعبورتر از میدانهایِ کارزار ظاهری است. «فَجاهِدُوا أنفُسَکُم» قَبلَ أن یُجاهِدَکُمُ العَدُوُّ. فَاِذا اِنتَصَرتُم عَلى نُفوسِکُم، فَقَد أفلَحتُم و أنجَحتُم، وَ هُوَ الفَوزُ العَظیم.»
بعدالتحریر: حقیر در همین مسجد پیش از این دیدار، بارها دیدهام که آن رزمندگان غیور، مدام در تاریکیِ شب جبین بر مهر میسایند و همه اهل صلاهاللیل و اذکار قبلالصاروخی هستند لکن حاج رجیم در مقام تذکر بوده تا مقامات عرفانی آنها روزافزون شود که فرمودند «الدرس حرف و التکرار الف»
حقیر سراپاتقصیر، تلمیذ علی الدوام میرزا هدایتخان لعینالدوله
کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم


