پاورقی‌ها

حمید اسماعیل‌زاده

  • کشف و بازخوانی مانوسکریپت «رساله هرمزیه» در انستیتوی شرق‌شناسی فرانسه

    کشف و بازخوانی مانوسکریپت «رساله هرمزیه» در انستیتوی شرق‌شناسی فرانسه

    کشف و بازخوانی مانوسکریپت «رساله هرمزیه» در انستیتوی شرق‌شناسی فرانسه توسط پروفسور لوسیفر، اورینتالیست دپارتمان خاورمیانه دانشگاه ماساچوست

    پروفسور لوسیفر در نخستین کنفرانس خبری (Press Conference) خود پس از وایرال شدن خبر این دیسکاوریِ تاریخی، رسماً اعلام کرد که این سند نویافته، پرسپکتیو و دورنمای کاملاً جدیدی از کاراکتر رهبران مذهبی کلاسیک ارائه می‌دهد. به گفته این آکادمیسین، رساله مذکور اثبات می‌کند که این روحانیون و علما، در عین وفاداری بنیادین به دکترین و اصول ارتدوکسی خود، با ترندها و معادلات ژئوپلیتیک عصر خویش نیز رویکردی کاملاً پراگماتیک و آشنا داشته‌اند. وی در پایان این بریفینگ مطبوعاتی تأکید کرد که وجود چنین لیدرهای مذهبی با ویژنِ گلوبال (Global Vision)، می‌تواند به مثابه یک پارادایم‌شیفت و کاتالیزوری قدرتمند برای پروسه توسعه و مدرنیزاسیون در کشورهای جهان سومی ارزیابی شود.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر، مصاحبه مطبوعاتی


  • رئالیسم تهاجمی در تنگه هرمز

    تحلیل استراتژیک تنگۀ هرمز نیازمند توازن میان مفاهیم «رئالیسم تهاجمی» (Offensive Realism) جان میرشایمر و اخلاق بین‌الملل است. از منظر ژئوپلیتیک، کنترل این گلوگاه (Chokepoint) استراتژیک، ابزاری کارآمد برای «بازدارندگی» (Deterrence) و اعمال «قدرت سخت» (Hard Power) در برابر رقبا محسوب می‌شود. با این حال، رویکردهای هنجاری و جهان‌وطن‌گرایی (Cosmopolitanism) امانوئل کانت و نظریه‌پردازان اخلاق جهانی، استفاده از این اهرم را به چالش می‌کشند. انسداد تنگه که به اختلال در زنجیرۀ تامین جهانی (Global Supply Chain)، افزایش بهای انرژی در غرب و تهدید امنیت غذایی (Food Security) جوامع می‌انجامد، در چارچوب «نظریۀ جنگ عادلانه» (Just War Theory) محل مناقشه است؛ چرا که در این دیدگاه، هزینه‌های انسانی و پیامدهای زیان‌بار آن برای غیرنظامیان با اصول تناسب اخلاقی در تضاد قرار می‌گیرد.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر


  • رسالهٔ هرمزیّه، میزان فقهی تضیق تنگه در جمع بین قوه و رحمه

    بسم الله الرحمن الرحیم

    فی بیان حکم إغلاق تنگهٔ هرمز و ما یترتّب علیه من المصالح و المفاسد

    توجّه به بستن تنگهٔ هرمز ذومقامین است:
    المقام الأوّل: در باب إغلاق تنگه بقصد الإرهاب و الإخافه — یعنی ترساندن دشمنان دین و أعداء الله — باید گفت که این فعل، فی‌الجمله، جائز بل ربّما واجب است و قد قال الله تعالی: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ». پس بستن این تنگه به قصد إخافه موافق موازین فقه جهاد است، لا کلام فیه.

    المقام الثانی: أمّا إغلاقه علی وجه الدوام و الاستمرار إلی ما لا نهایه له — که عوام آن را «بستن الی الابد» گویند — اشکال جدّی وجود دارد:
    أوّلاً: آنکه مردمان مستضعف در بلاد کفر — از أهل أمریکا و أوروپا و سائر بلاد — که خود گاه‌گاه در شوارع علیه استکبار و طواغیت زمان به پا می‌خیزند و نعرهٔ حقّ سر می‌دهند، از زمرهٔ مظلومین‌اند، لا من المستکبرین. و إیقاع العسر و الحرج علی هؤلاء المساکین -یعنی ایجاد سختی و فشار مضاعف بر این مستضعفین که طعم حکومت حق را نچشیده‌اند و این روزها طعم افزایش سعر بنزین را می‌چشند– خلاف مقتضای رحمت اسلامی است و شارع مقدّس از اضرار به غیر نهی کرده و قاعدهٔ «لا ضرر و لا ضرار» از قواعد محکمهٔ فقه اسلامی است که فقهاء عظام بدان تمسّک جسته‌اند.

    ثانیاً: و أعظم من ذلک آنکه أمیرالمؤمنین، سیّد الأوصیاء، إمام المتّقین، علیّ بن أبی‌طالب صلوات الله و سلامه علیه، در آن نبرد عظیم و معرکهٔ صفّین، که دشمن بدکاره آب را بر سپاهیان علی بست و پس از آن‌که مولای جوان‌مرد بر آب مسلط شد، آب را بر دشمن نبست!
    پس چگونه ما خواهان بستن این آب زلال از تنگه، بر عدو الی الابد باشیم؟
    فلهذا علی‌رغم اینکه آن کلب اصفر بنای بر محاصرهٔ تنگه دارد ما نباید چون او دست به محاصره بزنیم «وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا».

    و آخر الکلام که تنگهٔ مفتوح و چشمانی بیدار و هشیار، که کید دشمن در آن رصد شود و مکر أعداء در آن خنثی گردد، به مراتب أفضل و أنفع است از تنگه‌ای بسته که دشمن در غفلت ما، دسیسه‌های خود را در جای دیگر ببافد.
    حال که لبنان عزیز نیز در سایهٔ آتش‌بس آرام گرفته، شایسته است که همهٔ أحرار عالم و مستضعفین گیتی، این فتح مبین را در کنار هم در تنگهٔ هرمز جشن گیرند و مستحبّ است آکداً که این جشن با ماهی هوور باشد، که این خود از برکات بحر و نعمات الهی است و شکر نعمت را می‌طلبد.
    و الله الموفّق و المعین

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم


  • انحلال اتوریته در اینتروگیشن از نخبگان بوروکراتیک پس از مذاکرات ایران و آمریکا

    طرح مسئله (Problematique):
    از سوی جمعی از پژوهشگران و حلقه مطالعاتی (Study Circle) وابسته به اتوریتهٔ هنجارین (Normative Authority) پروفسور لوسیفر، پرسشی در باب «دیالکتیک پاسخگویی» (Dialectic of Accountability) مطرح گردیده است:
    آیا پرسشگری ساختاری و اینتروگیشن (Interrogation) از نخبگان بوروکراتیک (Bureaucratic Elite) و مسئولین دولت و حاکمیت، دارای توجیه معرفت‌شناختی (Epistemological Justification) است؟ به طور اخص، در کانتکستِ ژئوپلیتیک کنونی و «وضعیت استثنایی» (State of Exception)، این پراکسیس (Praxis) چگونه ارزیابی می‌گردد؟

    پاسخ و چارچوب نظری (Theoretical Framework & Response):

    با امعان نظر به این گزاره که هرگونه بازخواست و پرسش از کارگزاران سیستم حاکمیت در پارادایم (Paradigm) حساس کنونی و همچنین تمام فصول، به لحاظ نشانه‌شناختی (Semiotically) نوعی بازتولیدِ «بحران مشروعیت» (Crisis of Legitimacy) و فقدان اعتماد نهادی خوانش می‌شود، دشمن پرسش‌گری در این کانتکست را مصادره به مطلوب می‌نماید. دشمن این‌گونه استدلال می‌کند که طرح پرسش، خود دال بر فروپاشیِ «سرمایه اجتماعی» (Social Capital) و اعتماد ارگانیک میان توده‌ها و حاکمیت است.

    بر اساس این چارچوب تحلیلی، هرگونه بازخواست انتقادی یا پروبلماتیزه ساختنِ «پراکسیس انقلابی» (Revolutionary Praxis) کارگزاران دولتی، به‌مثابهٔ یک تخطی هنجاری (Normative Transgression) بنیادین تلقی می‌گردد. این کنش در یک دوگانهٔ مفهومی (Conceptual Dichotomy) قرار داده می‌شود: از یک سو، به مثابه نوعی «نیهیلیسم توتالیتر» (Totalitarian Nihilism) و انحراف فاشیستی (در ارجاع به مدل هیتلری) مفهوم‌بندی می‌شود و از سوی دیگر، با «رادیکالیسم آنارشیستی» (Anarchistic Radicalism) که به دنبال انحلال کامل اتوریته و ساختار سیاسی است، هم‌ارز و معادل‌سازی می‌گردد.

    بنابراین، عقلانیت ابزاری و رویکرد پراگماتیک (Pragmatic Approach) ایجاب می‌کند که سوژه‌های آگاهِ «حوزه عمومی» (Habermasian Public Sphere) عاملیت انتقادی (Critical Agency) خود را تعلیق (Suspend) نمایند تا از هژمونیِ رسانه‌ای دشمن جلوگیری به عمل آید. شهروندان می‌بایست با اتخاذ رویکرد «اعتماد فعال» (Active Trust) و در قامت سوژه‌هایی پذیرا (و به تعبیر فوکویی: Docile Bodies یا بدن‌های رام)، صرفاً به دریافت‌کنندگانِ منفعلِ گفتمان بدل شوند.

    کنش‌گری آن‌ها باید به یک پرفورمنسِ ترانسندنتال (Transcendental Performativity) و همبستگی متافیزیکی در خیابان خلاصه شود؛ به نحوی که با خیرگی به «امر والا» (The Sublime) و ساحتِ آسمانی، صرفاً در نقش تماشاگران (Spectators) به بدرقه و پشتیبانیِ معنوی از ونگاردها (Vanguards) و کنش‌گران عرصهٔ دیپلماسی در نظام آنارشیک بین‌الملل بپردازند.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر


  • حرمت سوال از مجاهدان ثغور دیپلماسی بعد از آتش‌بس

    استفتاء: محضر مبارک اسوه الفضائل، ثقه الاسلام الحاج رجیم دامت برکاته. ماذا تقولون فی هذه المسئله که آیا در این برههٔ حساسه، تفحص و استفسار از افعال کارگزاران نظام جایز است یا خیر؟

    الجواب: بسم الله الرحمن الرحیم. نظر به اینکه در این اعصار و البته فی تمام الأحیان، ایادی خناسان مترصد تشتیت در حصینِ نظام ولایی می‌باشند، هرگونه استنطاق و تشکیک در انجام تکالیف مسئولین، موجب وهنِ ارکان و اماره‌ای بر فقدان وثوق تلقی می‌گردد.
    فلذا، از آنجا که این استفسار، بابِ تجری اعادی را مفتوح می‌سازد، فعلِ مذکور شرعاً حرام مؤکد و در عدادِ بغی و محاربه با ساحتِ اقدسِ ولی عصر عجل‌الله تعالی فرجه الشریف محسوب می‌شود.
    علی الاصول، بر آحاد مکلفین واجب عینی است که طریقِ طاعه و تسلیم پیشه کرده و سمعاً و طاعتاً من تمام المسئولین تمکین نمایند. مستحب مؤکد است که امت بصیر، صرفاً به ابتهال و ادعیهٔ مأثوره در شوارع اکتفا نموده، با نظاره بر افلاک و ملائک، مجاهدانِ ثغورِ دیپلماسی را با ادعیهٔ نافذهٔ خویش مشایعت کنند. والله العالم بالصواب.

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم، باب الأسئله


  • داعشی‌های انقلابی یا انقلابی‌های داعشی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    در میانهٔ مطالبهٔ به حق نسبت به اینکه «باید چرایی آتش بس از طرف شعام روشن شود» و اینکه «در ۲۰ ساعت مذاکره چه گذشت؟» و اینکه «چرا لبنان زیر آتش و ما آتش‌بس هستیم؟» عده‌ای داعشی‌مسلک پیدا می‌شوند و شروع می‌کنند به فحاشی علیه آقای قالی‌باف و سپاه و دولت و … تا تسویه‌حساب‌های شخصی و انتخاباتی خود را بکنند.
    اینکه این «انقلابی‌های داعشی» یا «داعشی‌های انقلابی» هم پروژه‌بگیر همان‌هایی باشند که دل‌شان مذاکره می خواهد و آتش‌بس اصلا بعید نیست تا جریان به حق این مطالبه و سوال را به حاشیه بکشانند؛ مثل همهٔ جریانات تکفیری در طول تاریخ تا بتوانند چهرهٔ یک حق را خراب کنند.
    مطالعه کنید که آمریکا چطور می‌خواست چهرهٔ اسلام و الله‌اکبر که پرچم توحید هست را با داعشی‌هایی که با الله اکبر عملیات انتحاری انجام می‌دادند تخریب کند و شهادت‌طلبی نیروهای لبنان و مقاومت و فلسطین و … را بدنام کند. البته این‌که آمریکا توانست یا نه بحث دیگری است که نتوانست و قضیه‌ای مثل طوفان الاقصی چهرهٔ اسلام را تغییر داد.

    با وجود چنین گروه‌های تکفیری باید دست از حق و شهادت‌طلبی و الله اکبر برداشت؟

    آن‌کسی که در این دورهٔ سکوتِ برفرض صحنهٔ نبرد، تسویه‌حساب شخصی می‌کند، آن‌کسی که القای یأس و شکست می‌کند، آن‌کسی که به رزمنده و فرماندهٔ غیور سپاه تهمت ترس و ضعف می‌زند و آن‌کسی که به رهبر فرزانهٔ انقلاب تهمت بزدلی و سست‌عنصری می‌زند، قطعاً در سپاه یزید و نتانیاهوست. همچنین، آن‌هایی که آگاهانه، “نگرانیِ برحقِ مردم” از عاقبتِ مشابهِ آتش‌بس با برجام و قطعنامهٔ ۵۹۸ را -که شعام علیرغم نامهٔ رهبری، آن را آتش‌بس و جشن پیروزی خواند- یا پرسشِ مردم از مسئولین دربارهٔ چراییِ آتش‌بسِ ما و زیرِ آتش بودن لبنان -با وجود آنکه مفاد آتش‌بس چیز دیگری است- و بیان جزئیاتِ غیرامنیتی ۲۰ ساعت مذاکره را “مخالفت با ولی‌فقیه” می‌خوانند، قطعاً در سپاه شیطان‌اند؛ چراکه شیطان از مردم چیزی جز جهل و حیوان چشم‌ و گوش بسته بودن نمی‌خواهد و مردمِ مبعوث‌شده را صرفاً به تماشاچیانی منفعل تقلیل می‌دهد.

    مردمی که رهبر شهیدمان، آن‌ها را در تمام امور مملکتی سهیم می‌دانست حتی بی‌دست‌وپا‌ترین مردم را چه برسد به مردم مبعوث‌شده در جنگ رمضان و خودش را از هیچ مشورت و حرف مردم بی‌نیاز نمی‌دانست.

    لطفا این دو فراز از کلام رهبری را با صدای بلند بخوانید:

    ملّت ایران هرگز دخالت در امور اداره‌ی کشور را تجربه نکرده بود، آزمایش نکرده بود؛ انقلاب اسلامی این را هدیه کرد به ملّت ایران به دست امام بزرگوار و برجسته‌ی بی‌نظیر ما. قدر این را باید دانست: این مردم‌سالاری، این حضور مردمی.
    ۱۴۰۳/۰۵/۰۷
    https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1046#131040

    یک جمله‌ی دیگر که باز این هم در مقام احترام به نظر مردم [است]؛ و این هم باز در اوج است. فَلا تَکُفّوا عَن مَقالَهٍ بِحَقٍّ اَو مَشوِرَهٍ بِعَدل‌؛ امیرالمؤمنینی که معدن حکمت است، معدن علم است، علم او متّصل به علم خدا است، علم او از وسایل عادّی به دست نیامده، این انسان با این عظمت علمی میگوید: فَلا تَکُفّوا عَن مَقالَهٍ بِحَقّ؛ اگر حرف حقّی به نظرتان رسید که باید به من بگویید، بگویید؛ ساکت نمانید؛ اَو مَشوِرَهٍ بِعَدل؛ یک وقتی میخواهید یک مشورتی به من بدهید، یک چیزی به نظرتان میرسد، مشورت بدهید. در همه‌چیز در اوج، از همه‌جهت در اوج!
    باز یک نکته‌ای دیگر که این هم همین مسئله‌ی حضور مردم و تأثیر مردم در سرنوشت کشور [است]. میفرماید که «وَ لَا امرُؤٌ وَ اِن صَغَّرَتهُ النُّفوسُ وَ اقتَحَمَتهُ العُیونُ بِدونِ اَن یُعینَ عَلَى ذلک»؛ هر کسی هر چند به نظر شما کوچک بیاید و بخواهید یا بتوانید او را نادیده بگیرید، این‌جور نیست که در سرنوشت کشور بی‌تأثیر باشد؛ یعنی کوچک‌ترین افراد جامعه، فقیرترین افراد جامعه، بی‌دست‌و‌پاترین افراد جامعه هم میتوانند در سرنوشت کشور مؤثّر باشند.
    ۱۴۰۳/۰۴/۰۵
    https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1046#131016


  • سیس فایر و فلسفهٔ بودن

    به‌طور کلی، هر گونه سیس فایر ( ceasefire) و تعلیق نزاع، قاعدتاً در گرو آن است که هیچ گونه وایُولِیشِن ( violation) نسبت به لبنان رخ ندهد؛ هرچند تعبیر دقیق این “محدوده‌ها” بسته به شرایط و قرائت‌های مختلف می‌تواند متفاوت باشد.

    با این‌حال، بنا بر ملاحظات منفعت جمعی ( public interest) و آنچه در برخی چارچوب‌ها به‌منزلهٔ فلسفهٔ بودنِ ( raison d’être) ساختارهای پایدار تلقی می‌شود، استمرار نوعی پایبندی به سازوکارهای توافقی استراتیجیکَلی جاستیفاید (strategically justified) و موجه از نظر راهبردی ارزیابی می‌گردد. از این رو، با حفظ پایبندی به سیس فایر، برخی اقدامات—که در حوزهٔ سازوکارهای محرمانه و امنیتی تعریف می‌شوند— از طریق کانال‌های مسئولانه.برای لبنان در حال انجام است.

    این رویکرد به دنبال آن است که لبنان یک جامعهٔ رزیلنت (resilient)، تاب‌آور و مستقل، از طریق فرایندهای توان‌مندسازی، توانایی بیشتری برای صیانت از امنیت و ثبات خود به دست آورد و در نهایت بدون اتکای بیرونی از مرزهای خویش پاسداری کند.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر


  • بناءً علی ما تقرّر

    واضح است که قبولِ آتش‌بس و ترکِ مخاصمه، مشروط به ترکِ هرگونه تعدّی نسبت به بلدِ مظلومهٔ لبنان است؛ لایُخفَی أنّ بناءً علی ما تقرّر در مصالحِ عامهٔ امّت اقتضا می‌کند که همچنان مُلازمِ عهدِ سلم باشیم، سعی وافر مشهود است که هم میثاق را نقض نکنیم و هم به طرق مندرج در سرائر و اسرارِ مکتوم، نصرتی حتّی بیش از ایّام ماضیه! بر اهلِ بلدِ کریمِ لبنان مبذول داریم؛ باشد که الله تعالی آن قومِ غیور، که بی‌نیاز از اعانتُنا هستند، روزافزون در قوّت و رفعت محفوظ بدارد و مع الکفایه از هرگونه قوات اعجمی، به حفظ ثغور خویش مشغول کند.

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم


  • کانفلیکت ریزولوشن در سایهٔ ریل پولیتیک

    در چارچوب سیاست واقع‌گرایانه و نظریه‌های Conflict Resolution، مذاکرات جاری میان ایران و ایالات متحده در بحبوحه جنگ رمضان را می‌توان یک پیروزی استراتژیک تمام‌عیار تلقی کرد. از منظر گیم تئوری، دستیابی به یک تعادل دیپلماتیک، به مراتب مقرون‌به‌صرفه‌تر از تداوم چرخه‌های تشدید نظامی است. قدرت نرم و اهرم دیپلماتیک در این وضعیت ژئوپولیتیکی ابزارهایی هستند که برخلاف قدرت سخت، بدون ریختن خون انسانی، منافع ملی را تأمین می‌کنند. پیروزی دیپلماتیک واقعی آن است که میز مذاکره جایگزین میدان نبرد شود و این خود، والاترین شکل عقلانیت استراتژیک در روابط بین‌الملل مدرن است.

    فوت‌نوت‌های لوسیفر


  • الصلح سید الاحکام

    در ظل الله و سایه حکمت بالغه الهی، آنچه امروز در قالب مذاکرات میان جمهوری اسلامی و استکبار جهانی در جنگ رمضان رخ می‌نماید، از مصادیق بارز الحکمه ضاله المؤمن است. الصلح سید الاحکام و آموزه‌های فقه سیاسی اسلام بر این اصل محکم استوارند که حقن الدماء و صیانت از خون مسلمین، از اوجب واجبات شرعی است. پیروزی در میدان دیپلماسی همچون فتح مبین است بدون آنکه قطره‌ای خون از عروق مظلومان بر زمین ریخته شود. این همان سیره نبویه است که المؤمن کیّس فطن را به صلح حدیبیه رهنمون ساخت و امروز نیز میزان العقل حکم می‌کند که القلم افضل من السیف و قلم مذاکره برتر از شمشیر جنگ است.

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم