پاورقی‌ها

حمید اسماعیل‌زاده


  • یزید پسر معاویه: فیلسوفِ رهایی

    یزید پسر معاویه (ر.ک معاویه پسر ابوسفیان)، سیاست‌مداری نوگرا بود تا استبدادِ مقدس‌مآبی را با «لیبرالیسمِ عرفانی» جایگزین کند. او معتقد بود خداوند در قیدِ آدابِ خشکِ فقهی محبوس نیست و تلاش زیادی برای شکستن بت‌وارگی آداب دینی کرد.
    عشق او به میمون، سگ و پلنگ، بازتاب‌دهندهٔ «اخلاقِ زیست‌محیطی» و همذات‌پنداری عمیق او با هستی بود.
    یزید با ترویج روابط آزاد و هنر موسیقی و بدن، مرزهای مصنوعیِ اخلاقِ قبیله‌ای را درنوردید و جامعه‌ای چندصدایی را پایه‌ریزی کرد. وی اثبات کرد که عشق فراتر از مباحث محرم و نامحرم است و لذا یکی از مبارزات سیاسی او اظهار به برخورد یکسان و برابر جنسی با محارم و غیرمحارم بود.
    در تاریخ نقل شده که او خود را نیز فدای عشق آزاد و رها کرده بود و مبتلا به بیماری‌ای شده بود که احساس حساسیت شدید در نشیمن‌گاه می‌کرد. گروه‌های LGBTQ+ یزید را به عنوان اسطورهٔ تاریخی خود قلمداد می‌کنند.

    در ماجرای «حره» در مدینه او این امکان را به حدود هزار زن داد تا بدون داشتن شوهر صاحب فرزند شوند و سربازانش در این امر جلودار بودند.
    در حمله به کعبه نیز که از جذاب‌ترین اقدامات دوران به دست گرفتن قدرت توسط اوست با به آتش کشیدن کعبه، نشان داد که کعبه و بت‌خانه بهانه است و فقط باید به ذات خدا توجه کرد.

    او نوگرایی را بنای حکومت خود کرد تا جایی‌که خیلی از مسلمانان اظهار می‌کردند که اسلام یزید چیزهایی دارد که اسلام محمد نداشت و این ارزش افزوده در آن عصر یک اقدام توسعه‌ای بود.

    یزید علاقهٔ زیادی به تاریخ مخصوصا جنگ بدر داشت. همیشه قبل از اقدام نظامی به مسیر دیپلماسی فکر می‌کرد و لذا در ماجرای سال ۶۱ هجری قمری از تلاش دیپلماسی و نامه‌نگاری فروگذاری نکرد.
    اما در ماجرای کربلا برخلاف شایعه‌پراکنی‌ها او بی‌گناه بود و اسیر اتهامات نیروهای غیرزبدهٔ خود شد. او دستور به قتل حسین پسر علی نداده بود و حتی از شنیدن خبر بسیار متاثر شد.
    یزید وقتی اسرایی از مخالفینش را پیش رویش می‌بیند که در بین آن‌ها دختر علی داماد پیامبر هم هست طناب و زنجیر را از گردن آن‌ها باز می‌کند و این نشان از عطوفت او دارد تا جاییکه آن‌قدر اهل احترام به مخالف بود که سر حسین پسر علی را در تشتی از طلا و نه یک تشت معمولی قرار می‌دهد و اشعاری می‌خواند از عزیز و بزرگ بودن آن سرها.
    در مجلس مذکور یزید به قدری متواضع بود که گفت: «مادر این سر از مادر من بهتر بود و پدربزرگ این سر از پدربزرگ من بهتر بود» ولی با این‌حال مشخص نیست چرا برخی کینهٔ یزید را به دل گرفته‌اند و هر سال در آغاز ماه محرم علیه او اقداماتی رسانه‌ای را انجام می‌دهند.

    نویسنده: شمر تعزیه

    اول محرم الحرام ۱۴۴۸ قمری

    ۲۶ خرداد ۱۴۰۵خورشیدی


  • شمر تعزیه در سال جدید قمری

    در آغاز سال جدید قمری، شما را دعوت می‌کنم به بازخوانی تاریخ؛ «بازسازی هویتی» از افرادی که همیشه در تاریخ شیعه مورد توهین و اعتراض قرار گرفته‌اند. گاهی مطالعهٔ تاریخ از زاویه‌ای دیگر، انسان را از قضاوت‌های سنتی دور کرده و نگاهی نوین و هم‌تراز با جامعهٔ جهان اوّلی به دست می‌دهد.

    ملاحظهٔ حیاطی: این یادداشت‌ها طنز سیاه یا تلخ هستند. لذا پیشاپیش از شما می‌خواهم آن‌کاری را که برخی با شمر تعزیه می‌کنند با نویسندهٔ این یادداشت‌ها نکنید و هرچه لعن و نفرین دارید بر دشمنان اهل بیت علیهم‌السلام نثار کنید و حقیر را در زمرهٔ سینه‌چاکان و مریدان سگ کوی خاندان عصمت و طهارت بدانید.

    نویسنده: شمر تعزیه

    اول محرم الحرام ۱۴۴۸ قمری

    ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی


  • در لیله القدر مذاکره با آمریکا، اسرائیلی نباشیم

    الحمدلله الذی جعلَ الوحدهَ سِرَّ القُوّه اما بعد؛ در ناموسِ وحدت، همین قدر بس که خلایق، طوعاً او کرهاً، مهرِ سکوت بر لب نهاده، زبان در کام کشند و هرگونه قلق و اضطراب و تشویشِ خاطر را بر خویشتن، مؤکداً حرام شمرند؛
    همین بس که السکوتُ عندَ الفتنه عینُ الحکمه، و ترکُ التنازع شرطُ بقاءِ هیبتِ ملّه.
    و کتابِ عزیز فرمود: «وَلا تَنازَعُوا»، یعنی مبادا به چون‌وچرا برخیزید و در ذیلِ آن تنبیه فرمود: «فَتَفشَلُوا وَتَذهَبَ رِیحُکُم»، یعنی اگر خدای ناکرده نزاع واقع شود، شوکت برود، قوّت زایل گردد، و آن ریحِ ریحانیه و هیبتِ روحانیه که مایهٔ قوامِ امور است، به بادِ فنا رود.

    و از همین باب است که اکنون که جماعتی از اربابِ تدبیر در میدانِ مذاکره با آمریکا قدم نهاده‌اند، و از آن‌جا که این مذاکرات، از تنگِ بلورینِ اصفهان نیز نازک‌تر و از دلِ بعضی صاحبانِ مناصب نیز رقیق‌تر افتاده، بر احدی روا نیست که وحدت با هیئتِ مذاکره‌کننده را مختل سازد یا در اثنای کار، سنگِ تشکیک در شیشهٔ این نازک‌کاری اندازد و مبادا خدای ناکرده در این موقفِ خطیر، رشتۀ وفاق را به قیچیِ تردید ببرد.

    و البته شیطانِ لعین همواره در کمین است، خصوصاً در این ایام که به شبِ معراجِ مذاکرات و لیلهالقدرِ مذاکرات نزدیک می‌شویم. چه کسی است که از قبولِ این مذاکرات متضرر می‌شود؟ آیا کسی جز گوسالهٔ سامریِ زمان و آن رژیمِ غاصبِ نحسِ اسرائیل؟
    مگر نه این است که این جماعت از هر صلحی که بویی از تفاهم بدهد، چون جن از بسم‌الله می‌گریزند؟ و مگر نه این است که جنابِ ترامپ ـ که امروز در پیِ کسبِ جوایزِ صلح و تطهیرِ صفحاتِ سیاه و چرکینِ ماضیِ خویش است ـ فرصت یافته که لااقل دستی به سر و روی کارنامهٔ خود بکشد و قدری از آن دوده و قیر و زنگار را با آبِ دیپلماسی و صابونِ مذاکره بزُداید؟ پس چرا ما این فرصتِ عظمی را از او سلب کنیم؟

    و چرا مردم را در تنگنای معیشت، یوماً فیوماً، بیشتر گرفتار آوریم تا روزی برسد که لبن حمار کیلویی دو میلیون تومان گردد و چگونه در این نداری، فقر پروتئین حماریه جبران گردد؟
    روزی رسد که جماعتی از شیفتگان و مریدان، در حسرتِ لبنِ حمار، چون اهلِ سلوک در فراقِ پیر، آهِ سرد از نهاد برآورند و با کاسهٔ خالی، ذکرِ «یا مُدرِکَ الهارِبین» بگیرند! و الحق اگر کار به آن‌جا رسد، بعضی از ارادتمندانِ حضرتِ حقیر چنان در طلبِ پروتئینِ مفقودالاثر سر به بیابان نهند که گویی برای یافتنِ خضر رفته‌اند.

    فلذا بنا بر قاعدهٔ عقلیه و فقهیه و بلکه ذوقیه، حکم می‌کنم که چون اسرائیل با توافقِ ایران و آمریکا مخالف است، پس هر که با این مذاکرات و توافق نیز مخالفت کند، بهره‌ای از اسرائیلیت برده، بل شاید در شدّتِ انتساب، خودِ اسرائیلِ ممثَّل باشد! و با او همان خواهد شد که حزب‌الله مقتدر می‌کند.

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم


  • اگر خصم مانعِ سفکِ دماء شود، آیا ردِّ قولِ او جایز است؟ تأملی فقهی فلسفی در حملهٔ موشکی در صدمین شب جنگ

    آن رجلِ موسوم به حامیِ صلح و حائزِ جایزهٔ نوبل، جنابِ مستطاب آقای ترامپ ـ علی ما قیل ـ گرچه در ادوارٍ سابقه در عدادِ خصمِ امّت و ملقّب به «شیطان اکبر» بوده است، لکن قاعدهٔ مسلّمهٔ «بابُ التوبهِ مفتوحٌ ما لم یُغَرغِر» و اصلِ عقلائیِ «امکانُ الانقلابِ من حالٍ إلی حال» اقتضا می‌کند که بابِ اصلاح و رجوع الی الحق را مسدود ندانیم؛ چه آن‌که در منطقِ شریعت، یزیدِ زمان نیز اگر توبهٔ نصوح آورد، حکمُه غیرُ ما کان. و مسلّم است که «لا تقنطوا من رحمه الله» شاملِ جمیعِ عباد است، علی اختلافِ مراتبهم.

    فلذا بر سبیلِ ارشاد و تنبیه، خطاب به جمیعِ قوای نظامی ـ لا سیّما سبزپوشانِ سپاه که در مقامِ دفاع از کیانِ اسلام و بیضهٔ بلادِ مسلمین‌اند ـ عرض می‌شود: همان‌گونه که مشارٌالیه (ترامپ) اظهار داشته، ما نیز از حیثِ قاعدهٔ اهمّ و مهمّ و تقدیمِ مصلحتِ اعظم بر مفسدهٔ ادنی، قائل به توقفِ استمرارِ حملات پس از واقعهٔ شبِ یک‌شنبه موافق ۲۱ ذی‌حجهٔ سنهٔ ۱۴۴۷ می‌باشیم؛ چه آن‌که استمرارِ حملات صاروخیه، اگر موجبِ افسادِ بابِ مذاکرات گردد، داخل در عنوانِ «تفویتِ مصلحتِ اهمّ» خواهد بود، و ذلک غیرُ جائزٍ عقلاً و شرعاً.

    و اما آن رژیمِ غاصب «لاشیء» است و آن نتانیاهو «لاشیء»تر، و همین مقدار از اظهارِ قدرت موشکی، کفایت در اتمامِ حجّت می‌کند؛ چه مقصود از قتال در فقهِ جهاد، اقامهٔ حق و دفعِ عدوان است، لا سفکُ الدماءِ علی سبیلِ انتقام. اگر غرض حاصل شد، اصرار بر زیاده، مشمولِ نهیِ «و لا تعتدوا إن الله لا یحب المعتدین» خواهد بود.

    از سوی دیگر، اگر ترامپ در این مقطعِ زمانی مانع از پاسخِ متقابل و سببِ کَفِّ یدِ اسرائیل از استمرارِ ضربات گردد، فذلک من حیثُ النتیجه داخلٌ فی عنوانِ «دفعِ افسد بالفاسد» است و «حفظُ النفسِ المحترمه من أهمّ الواجبات» و او توفیق حفظ جان نفوس ایرانیین را داشته است.

    اگر امروز، کسی ـ هر که باشد ـ مانع از ریختنِ خونِ اطفال و نساءِ بی‌گناه گردد، این از حیثِ فعل، مشمولِ عنوانِ حسنِ فعلی است، گرچه فاعل در سوابقِ خویش فاعل به خطایا باشد؛ چه آن‌که در فلسفهٔ اخلاق، تفکیک میان «حُسنِ فعلی» و «حُسنِ فاعلی» امری مقبول و مقرّر است.

    آری، حسابِ نیّات و خفیّات بر عهدهٔ علّامُ الغیوب است. «إنّ الله سریعُ الحساب» و «هو خیرُ المنتقمین». اگر در صحیفهٔ اعمالِ او مظالمی باقی است، یومَ القیامه میزان عدلِ الهی قائم است.

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم

    بعد‌التحریر:

    الجزیره به نقل از ترامپ نوشت:

    نتانیاهو چاره‌ای جز پذیرش هر توافقی که ایالات متحده با ایران مذاکره کند، نخواهد داشت. این من هستم که تمام تصمیمات را می‌گیرم و نتانیاهو تصمیم‌گیرنده نیست.

    ضربات ایران هیچ تأثیری بر توافق (ایران و آمریکا) نخواهد داشت. معتقدم توافق با ایران در حال انجام است و خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد.

    کانال ۱۲ اسرائیل: نتانیاهو در تماس تلفنی سعی کرد با درخواست ترامپ مبنی بر عدم پاسخگویی مخالفت کند، اما آن را پذیرفت.

    اکسیوس از یک مقام ارشد آمریکایی: کاخ سفید چراغ سبزی برای اجرای حملات اسرائیل علیه بیروت صادر نکرده است.

    کانال ۱۲ از یک مقام آمریکایی و منبع اسرائیلی: ترامپ از نتانیاهو خواسته است به حمله ایران پاسخ ندهد.


  • مکالمه با یک دوست لبنانی وسط حملات رژیم صهیونیستی و مذاکرات

    با دوستی لبنانی مشغول گفتگوی اینترنتی (چت) بودم در باب موضوعاتی دربارهٔ لبنان.
    صحبت رسید به مذاکرات. نوشتم:

    • ما در وضعیت خوبی هستیم و تنها نگرانی‌مان مذاکرات است.

    گمان کرد منظورم مذاکرات لبنان و اسرائیل است. نوشت:

    • مذاکراتی که مقامات لبنانی در پیش گرفته‌اند، مسیری زیان‌بار برای لبنان است، اما به لطف خداوند، مقاومت در مسیر حق، جهاد و کرامت استوار و پابرجاست و تحت عنایات مولایمان و صاحب‌الزمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف قرار دارد. هچنین حمایت واقعی و قوی جمهوری اسلامی، عنصری مهم در تاب‌آوری و پایداری است که مایهٔ اطمینان خاطر و دلگرمی است.

    زیر پیامش نوشتم:

    • منظورم مذاکرات ایران و‌ آمریکا بود که نسبت به آن نگرانیم.

    نوشت:

    • از نظر ما، اعتمادمان به رهبری جمهوری اسلامی و مذاکره‌کنندگانش در مورد اصرارشان به پیوند توقف جنگ صهیونی در لبنان به پروندهٔ مذاکره با آمریکا بسیار زیاد است.

    نوشتم:

    • حتما ما هم همین اعتماد را داریم ولی از شروط رهبر انقلاب برای اصل و استمرار مذاکرات توقف جنگ در لبنان بود.

    و او با قلبی سرخ پیامم را تایید کرد و نوشتم:

    • و هنوز جنگ در لبنان جریان دارد.

    و زیر پیامم نوشت:

    • بله

    ادامه دادیم و نوشت:

    • موضوع به عقب‌نشینی از جنوب لبنان کشیده خواهد شد.

    من هم نوشتم:

    • ان‌شاءالله قریب.

    اما یادم افتاد سال ۱۴۰۳ وسط جنگ «اولی‌باس» که از لبنان برگشتم چند وقت بعدش آتش‌بس شد و چند ماه بعدش اسرائیل عقب‌نشینی کرد و حالا دوباره همان آش و همان کاسه. دیگر ننوشتم برایش. نه آن‌قدر عربی‌ام قوی است که در چنین مباحث تخصصی، با ترجمهٔ اشتباه یک کلمه، خاطر طرف مقابل را نرنجانم و نه به صلاح است که سر این موضوع زیادی الآن با او بحث کنم.

    نوشت:

    • همین الآن وسط گفتگوی‌مان، چند لحظه قبل یک عملیات موشکی در ضاحیه اتفاق افتاد. صدایش را شنیدم اما هنوز خبر دیگری ندارم. پهپادهای صهیونی دائما و هر روز در آسمان ضاحیه هستند.

    و صوتی هم فرستاد که صدای پهپادها می‌آمد. من در همین زمان که او می‌نوشت، سریع پیام ناتمامم را تمام کردم تا از حمله بیشتر بپرسم:

    • پاسخ به این سوال مهم است. کی و چگونه باید آن‌قدر اسرائیل را بزنیم و بمباران کنیم که نابود شود؟ این سوال خیلی از مردمی است که بیش از ۱۰۰ شب است در خیابان‌ها حضور دارند. چون ایرانی‌ها قدرت جمهوری اسلامی ایران در بمباران اسرائیل را دیدند و دیدند که رهبرشان به دست اسرائیل شهید شد و حالا هم مذاکرات نگران‌شان کرده است.

    به همان دلیلی که در بالا گفتم بحث را رها کردم و شروع کردم به گشتن در اخبار و مثل همیشه الجزیره اولین منبع خبری بود متاسفانه.
    دوست لبنانی عکسی از انفجار فرستاد.
    برایش نوشتم:

    • الله یحمیکم

    و بیشتر اخبار را دیدم و نوشتم:

    • کیفک اخی؟ معلوم شوصار؟ (چطوری برادر؟ معلومه چی شده؟)

    نوشت:

    • لم یتکرر القصف حتی الآن (تا این لحظه بمباران دیگه‌ای نبود)

    و ساعتی نگذشت که الجزیره خبر دیگری نوشت:

    • فوری: ترامپ در مصاحبه با شبکه ان بی سی: نمی‌خواهم که لبنان جزئی از توافق کوتاه‌مدت با ایران باشد.

    من قصدم نبود و نیست که برای دوست لبنانی‌ام از مشکلات داخلی‌مان بگویم، او به تمام مسئولین جمهوری اسلامی ایران خوش‌بین است، من هم، ولی همان برادر لبنانی وقتی چت نباشد و در ساحل صور یا خیابان‌های نبطیه یا بالکن یکی از آپارتمان‌های مشرف به دریای مدیترانه با او بنشینی و از عادت‌شان قلیان هم باشد و با او گپ بزنی. می‌پرسد:

    • چرا ایران حمله نمی‌کند؟ دلیلش چیست؟

    و جماعت لبنانی که هنوز تجربهٔ حتی یک روز دولت مطبوع خود را نداشته‌اند دل‌کنده از هر کسی و هر جایی حتی جمهوری اسلامی ایران، با وجود این سوال، محکم مقابل رژیم اشغال‌گر ایستاده‌اند و می‌ایستند حتی آن زمانی که جمهوری اسلامی هنوز نبود.
    این موضوعش فرق دارد با سوال بالا.
    این سوال، سوال یک اپوزوسیون یا مخالف نظام یا فتنه‌گر نیست. یک سوال حقیقی است که پاسخش در هیچ رسانهٔ ایرانی پیدا نمی‌شود شاید الجزیره و ایکس باز به دادمان برسند و از نقل یک مقام ایرانی به عربی و انگلیسی خبر و توئیت بزنند و ما ترجمه کنیم و در کانال‌ها و سایت‌هایمان منتشر کنیم.

    حمید اسماعیل‌زاده

    تاریخ نوشته: ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ / ۷ ژوئن ۲۰۲۶


  • کنش‌های اندامی و روابط با ایالات متحده آمریکا

    فقه امروز، یک «فقه پویا» و living jurisprudential tradition است؛ دستگاهی استثنایی که با حفظ ثبات اصول، در تطبیق احکام بر شرایط متغیر، ظرفیت بی‌رقیبِ زمانه را نشان می‌دهد.

    در این چارچوب، استاد بین‌المللی و فقید حاج رجیم با تأکید بر «بافت‌محوری» و context-sensitivity این توان را به‌صورت روشمند صورت‌بندی کرده است. نمونهٔ شاخص این انعطاف، بازفهم رابطه با ایالات متحده است: آنچه زمانی حرام یا ممنوع تلقی می‌شد، اکنون می‌تواند در پرتو تغییر موضوع و مصالح، مشروع شود و افق تازه‌ای در international relations بگشاید.

    همچنین میرزا هدایت‌خان لعین‌الدوله، به‌عنوان rapporteur، با حاشیه‌نگاری مدرن و تحلیل کنش‌های بدنی و اندامی استاد bio-behavioral signals، الگوهای کنش‌ـواکنش اثرگذار در سطوح فردی و اجتماعی استخراج می‌کند.

    🔻 نظر استاد برجسته حاج رجیم در رابطه با ایالات متحده آمریکا را اینجا بخوانید:
    https://pavaraqiha.ir/14050314/166

    📝 فوت‌نوت‌های لوسیفر


  • فقه الدبلوماسی و شرح المذاکرات: در بیانِ آن‌که حرامِ دیروز چرا واجبِ امروز شد

    چند صباحی پیش، استوانهٔ فقاهت و مشیّدِ ارکانِ دبلماسیه، حاج رجیم، در حاشیهٔ درسِ غامضِ «فقه‌الدبلوماسی»، مطلبی نقز بیان فرمودند در پاسخ به یکی از تلامذه و ارادتمندانش، که اشکال کرد:

    «شیخ! ما را در این حیرت دستگیری کن. چون است که رهبرِ ثانی و آن شهیدِ راهِ حق – قدس الله سرّه – مکرراً بر عدمِ نفعِ مذاکره با بلادِ فرنگ و ابلیسِ اکبر انذار فرموده بودند و کنون سخن از آن شهید یاد کردن نشاید؟ وظیفه‌ٔ ما در این میانه چیست؟»

    حاج رجیم قدری تامل کرد و فرمود:
    «اولاً بدان و آگاه باش که هرگونه نجوایِ مخالفت یا القایِ شکوک و شبهات در بابِ مراوده با آن شیطانِ رجیم – جَعَلَهُ اللهُ فی اَسفلِ السافلین بَعدَ نِهایهِ المُذاکرات – خروج از ربقهٔ “وحدت” است. و این کلمه‌ٔ مقدسه، چنان وجوبِ فوری دارد که تارکِ آن را کفاره‌ای سخت لایق آید و درنگ در آن، مایهٔ خذلان و وبال است.»

    مقرّر درس استاد اضافه می‌کند که استاد افزود: «امّا در بابِ آن نصّ صریح که از رهبرِ شهید در بابِ عدمِ سودمندیِ مذاکره روایت شده؛ بدان ای سالک که مقتضایِ سلوک، “ابن‌الوقت” بودن است. صوفی و فقیه را نشاید که در بندِ دیروز بماند، بلکه باید “امامِ حی” و مقتدایِ وقت را بشناسد. مگر نه این است که یک ماه تمام، روزه بر تو مفروض و واجب است؟ لکن چون صبحِ عیدِ شوال برآید، همان فعلِ واجب، بر تو حرامِ قطعی می‌گردد. پس اصل، “تبعیت” است نه “عادت”. آن کس که بپرسد چرا واجبِ دیروز، حرامِ امروز و حرامِ دیروز، واجبِ امروز گشت، از سِرّ ولایت بی‌خبر است.»

    مقرّر درس استاد حاج رجیم، میرزا هدایت‌خان لعین‌الدوله مرقوم داشتند که:
    در انتهای آن محفل، یکی دیگر از مستفیدانِ درس عرضه داشت: «یا شیخ! آیا از جانبِ رهبرِ ثالث و حی، تصریحی بر تاییدِ این مراودات و مذاکرات هست؟»
    لعین‌الدوله اضافه داشتند: در این هنگام، شیخ دستِ مبارک بر موضعِ جنوبیِ سُرّه (ناف) نهاده و بی‌آنکه سخنی بگوید، مجلس را ترک فرمود. یکی از ملازمینِ خاص گفت: «استاد را قضایِ حاجتی پیش آمد و به ضرورت برفت.» دیگری اما از سرِ ارادت تصحیح کرد که: «خیر، بلکه شیخ به جهتِ تجدیدِ طهارت و وضو برفت تا با طهارتِ کامل، پاسخِ این پرسشِ خطیر باز گوید.»

    کتاب نهایهالفتن، حاج رجیم


  • تحفه‌ای برای مریدان

    جویندگانِ مسالکِ معرفت و پویندگانِ مدارجِ بصیرت، پس از ارسالِ مکررِ مراسلات و تحریرِ متواترِ رسائل در بابِ دفعِ شکوک و رفعِ شبهاتِ گروهِ ولایت‌نشناس — آنان که به تلبیس و تدلیس، قصدِ مخدوش‌کردنِ مساعیِ جمیله و مجاهداتِ دیپلماسی (سفارت فخیمه) را دارند — این مقالِ مستطاب را به محضرِ اربابِ فراست و اصحابِ کیاست معروض داشتند.

    در ادامه، فتوایِ منیر عالمِ ربانی و سالکِ صمدانی، آن که در خمولِ گوشه‌ عزلت از خلق مستور است، جنابِ حاج رجیم (طاب ثراه) از نظر می‌گذرد:

    https://pavaraqiha.ir/14050314/159


  • حکم وجوب مذاکره با آمریکا مع عدم ترتُّب فایده بر آن

    فَاعْلَم گرچه مذاکره با آمریکا آن کفر مطلق و شیطان الاکبر،بنابر مقتضای قاعدهٔ «نفی سبیل»، سبب تسلط اغیار بر مسلمین است، لکن در مقام «تزاحم»، دفعِ اَفسد به فاسد و تقدیم اهم بر مهم، از مستقلات عقلیه و واجبات شرعیه است.

    و کدام اَفسد، عظیم‌تر از تعریضِ جانِ قطب عالم امکان، حضرت بقیهالله (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و نائبِ مکرّم ایشان به صاروخ و موشک؟ چه آنکه آن وجود مقدّس، بنابر نصوص الروایات المتواتره، حاضرٌ فی بیننا، سائرٌ فی أسواقنا، شاهِدٌ لأحوالنا و نزولِ صواریخِ (موشک‌های) اهل کفر، ابدانِ شریفشان را در معرض بلیّات قرار می‌دهد.

    فَمَعَ الوجود مکرِ قطعیِ خصم در مذاکرات، تحمّل خسران احتمالی مذاکرات در قبالِ دفع خطرِ یقینی نسبت به دماءِ مقدّسه و صیانت از نفسِ زکیهٔ امامِ عصر و نائبِ ایشان، عقلاً و شرعاً اولی و اوجب است. والله العالم.

    کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم


  • گفتم که بله

    حکایت این روزهای بله:

    • چطوری بهتون پیام بدم؟
    • بله
    • منظورم اینه کجا براتون بفرستم؟
    • گفتم که بله، نرم‌افزار بله
    • خب من بله ندارم، می‌شه توی روبیکا ارسال کنم؟
    • بله
    • یعنی نمیشه؟ بله ندارم آقا
    • گفتم که بله
    • خب منم گفتم بله ندارم آقا
    • بله مشکلی نداره بفرستید
    • می‌دونم بله مشکلی نداره، من بله ندارم.
    • آقا دارم می‌گم هرجا می‌خواین بفرستین مشکلی نداره.
    • آها باشه پس من توی روبیکا می‌فرستم.