الحمدلله الذی جعلَ الوحدهَ سِرَّ القُوّه اما بعد؛ در ناموسِ وحدت، همین قدر بس که خلایق، طوعاً او کرهاً، مهرِ سکوت بر لب نهاده، زبان در کام کشند و هرگونه قلق و اضطراب و تشویشِ خاطر را بر خویشتن، مؤکداً حرام شمرند؛
همین بس که السکوتُ عندَ الفتنه عینُ الحکمه، و ترکُ التنازع شرطُ بقاءِ هیبتِ ملّه.
و کتابِ عزیز فرمود: «وَلا تَنازَعُوا»، یعنی مبادا به چونوچرا برخیزید و در ذیلِ آن تنبیه فرمود: «فَتَفشَلُوا وَتَذهَبَ رِیحُکُم»، یعنی اگر خدای ناکرده نزاع واقع شود، شوکت برود، قوّت زایل گردد، و آن ریحِ ریحانیه و هیبتِ روحانیه که مایهٔ قوامِ امور است، به بادِ فنا رود.
و از همین باب است که اکنون که جماعتی از اربابِ تدبیر در میدانِ مذاکره با آمریکا قدم نهادهاند، و از آنجا که این مذاکرات، از تنگِ بلورینِ اصفهان نیز نازکتر و از دلِ بعضی صاحبانِ مناصب نیز رقیقتر افتاده، بر احدی روا نیست که وحدت با هیئتِ مذاکرهکننده را مختل سازد یا در اثنای کار، سنگِ تشکیک در شیشهٔ این نازککاری اندازد و مبادا خدای ناکرده در این موقفِ خطیر، رشتۀ وفاق را به قیچیِ تردید ببرد.
و البته شیطانِ لعین همواره در کمین است، خصوصاً در این ایام که به شبِ معراجِ مذاکرات و لیلهالقدرِ مذاکرات نزدیک میشویم. چه کسی است که از قبولِ این مذاکرات متضرر میشود؟ آیا کسی جز گوسالهٔ سامریِ زمان و آن رژیمِ غاصبِ نحسِ اسرائیل؟
مگر نه این است که این جماعت از هر صلحی که بویی از تفاهم بدهد، چون جن از بسمالله میگریزند؟ و مگر نه این است که جنابِ ترامپ ـ که امروز در پیِ کسبِ جوایزِ صلح و تطهیرِ صفحاتِ سیاه و چرکینِ ماضیِ خویش است ـ فرصت یافته که لااقل دستی به سر و روی کارنامهٔ خود بکشد و قدری از آن دوده و قیر و زنگار را با آبِ دیپلماسی و صابونِ مذاکره بزُداید؟ پس چرا ما این فرصتِ عظمی را از او سلب کنیم؟
و چرا مردم را در تنگنای معیشت، یوماً فیوماً، بیشتر گرفتار آوریم تا روزی برسد که لبن حمار کیلویی دو میلیون تومان گردد و چگونه در این نداری، فقر پروتئین حماریه جبران گردد؟
روزی رسد که جماعتی از شیفتگان و مریدان، در حسرتِ لبنِ حمار، چون اهلِ سلوک در فراقِ پیر، آهِ سرد از نهاد برآورند و با کاسهٔ خالی، ذکرِ «یا مُدرِکَ الهارِبین» بگیرند! و الحق اگر کار به آنجا رسد، بعضی از ارادتمندانِ حضرتِ حقیر چنان در طلبِ پروتئینِ مفقودالاثر سر به بیابان نهند که گویی برای یافتنِ خضر رفتهاند.
فلذا بنا بر قاعدهٔ عقلیه و فقهیه و بلکه ذوقیه، حکم میکنم که چون اسرائیل با توافقِ ایران و آمریکا مخالف است، پس هر که با این مذاکرات و توافق نیز مخالفت کند، بهرهای از اسرائیلیت برده، بل شاید در شدّتِ انتساب، خودِ اسرائیلِ ممثَّل باشد! و با او همان خواهد شد که حزبالله مقتدر میکند.
کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم
دیدگاهتان را بنویسید