بسم الله الرحمن الرحیم
در میانهٔ مطالبهٔ به حق نسبت به اینکه «باید چرایی آتش بس از طرف شعام روشن شود» و اینکه «در ۲۰ ساعت مذاکره چه گذشت؟» و اینکه «چرا لبنان زیر آتش و ما آتشبس هستیم؟» عدهای داعشیمسلک پیدا میشوند و شروع میکنند به فحاشی علیه آقای قالیباف و سپاه و دولت و … تا تسویهحسابهای شخصی و انتخاباتی خود را بکنند.
اینکه این «انقلابیهای داعشی» یا «داعشیهای انقلابی» هم پروژهبگیر همانهایی باشند که دلشان مذاکره می خواهد و آتشبس اصلا بعید نیست تا جریان به حق این مطالبه و سوال را به حاشیه بکشانند؛ مثل همهٔ جریانات تکفیری در طول تاریخ تا بتوانند چهرهٔ یک حق را خراب کنند.
مطالعه کنید که آمریکا چطور میخواست چهرهٔ اسلام و اللهاکبر که پرچم توحید هست را با داعشیهایی که با الله اکبر عملیات انتحاری انجام میدادند تخریب کند و شهادتطلبی نیروهای لبنان و مقاومت و فلسطین و … را بدنام کند. البته اینکه آمریکا توانست یا نه بحث دیگری است که نتوانست و قضیهای مثل طوفان الاقصی چهرهٔ اسلام را تغییر داد.
با وجود چنین گروههای تکفیری باید دست از حق و شهادتطلبی و الله اکبر برداشت؟
آنکسی که در این دورهٔ سکوتِ برفرض صحنهٔ نبرد، تسویهحساب شخصی میکند، آنکسی که القای یأس و شکست میکند، آنکسی که به رزمنده و فرماندهٔ غیور سپاه تهمت ترس و ضعف میزند و آنکسی که به رهبر فرزانهٔ انقلاب تهمت بزدلی و سستعنصری میزند، قطعاً در سپاه یزید و نتانیاهوست. همچنین، آنهایی که آگاهانه، “نگرانیِ برحقِ مردم” از عاقبتِ مشابهِ آتشبس با برجام و قطعنامهٔ ۵۹۸ را -که شعام علیرغم نامهٔ رهبری، آن را آتشبس و جشن پیروزی خواند- یا پرسشِ مردم از مسئولین دربارهٔ چراییِ آتشبسِ ما و زیرِ آتش بودن لبنان -با وجود آنکه مفاد آتشبس چیز دیگری است- و بیان جزئیاتِ غیرامنیتی ۲۰ ساعت مذاکره را “مخالفت با ولیفقیه” میخوانند، قطعاً در سپاه شیطاناند؛ چراکه شیطان از مردم چیزی جز جهل و حیوان چشم و گوش بسته بودن نمیخواهد و مردمِ مبعوثشده را صرفاً به تماشاچیانی منفعل تقلیل میدهد.
مردمی که رهبر شهیدمان، آنها را در تمام امور مملکتی سهیم میدانست حتی بیدستوپاترین مردم را چه برسد به مردم مبعوثشده در جنگ رمضان و خودش را از هیچ مشورت و حرف مردم بینیاز نمیدانست.
لطفا این دو فراز از کلام رهبری را با صدای بلند بخوانید:
ملّت ایران هرگز دخالت در امور ادارهی کشور را تجربه نکرده بود، آزمایش نکرده بود؛ انقلاب اسلامی این را هدیه کرد به ملّت ایران به دست امام بزرگوار و برجستهی بینظیر ما. قدر این را باید دانست: این مردمسالاری، این حضور مردمی.
۱۴۰۳/۰۵/۰۷
https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1046#131040
یک جملهی دیگر که باز این هم در مقام احترام به نظر مردم [است]؛ و این هم باز در اوج است. فَلا تَکُفّوا عَن مَقالَهٍ بِحَقٍّ اَو مَشوِرَهٍ بِعَدل؛ امیرالمؤمنینی که معدن حکمت است، معدن علم است، علم او متّصل به علم خدا است، علم او از وسایل عادّی به دست نیامده، این انسان با این عظمت علمی میگوید: فَلا تَکُفّوا عَن مَقالَهٍ بِحَقّ؛ اگر حرف حقّی به نظرتان رسید که باید به من بگویید، بگویید؛ ساکت نمانید؛ اَو مَشوِرَهٍ بِعَدل؛ یک وقتی میخواهید یک مشورتی به من بدهید، یک چیزی به نظرتان میرسد، مشورت بدهید. در همهچیز در اوج، از همهجهت در اوج!
باز یک نکتهای دیگر که این هم همین مسئلهی حضور مردم و تأثیر مردم در سرنوشت کشور [است]. میفرماید که «وَ لَا امرُؤٌ وَ اِن صَغَّرَتهُ النُّفوسُ وَ اقتَحَمَتهُ العُیونُ بِدونِ اَن یُعینَ عَلَى ذلک»؛ هر کسی هر چند به نظر شما کوچک بیاید و بخواهید یا بتوانید او را نادیده بگیرید، اینجور نیست که در سرنوشت کشور بیتأثیر باشد؛ یعنی کوچکترین افراد جامعه، فقیرترین افراد جامعه، بیدستوپاترین افراد جامعه هم میتوانند در سرنوشت کشور مؤثّر باشند.
۱۴۰۳/۰۴/۰۵
https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1046#131016
دیدگاهتان را بنویسید