بسمالله الرحمن الرحیم
از زمان اعلام خبر آتشبس و جشن پیروزی در صبحگاه چهارشنبه ــ در حالیکه هیچکدام از این دو تعبیر (آتشبس و جشن پیروزی) در کلام رهبری در شامگاه پنجشنبه نبودــ دوباره جریانهای «آشنا» و دارودستههای «آشنا» در کشور شروع کردند به تزریق ادبیاتی برای انحراف ذهن مردم، و معالأسف برخی از فعالان مردمی هم ناآگاهانه همان ادبیات را به کار بردند.
در اوج پیروزیهای پیدرپی که آمریکا لحظهبهلحظه بیشتر به زانو در میآمد، خبر آتشبس میآید و نگرانیهای شدیدی برای مردم، رزمندهها و مسئولین انقلابی ایجاد میشود و تجربههای تلخی که در سالهای گذشته از پذیرش قطعنامهٔ ۵۹۸، برجام، تعطیلی هستهای و صلح تحمیلی در جنگ ۱۲روزه پشت سر گذاشتیم دوباره زنده میشود.
آنچه تلخ و زهرآگین است، این است که این جریان «آشنا» تلاش میکند این نگرانیِ بهحق را تبدیل به امری باطل کند و با زدن برچسب به این نگاه، هرگونه نگرانی و دغدغه را در مردم خنثی و عقیم سازد تا جامعه به بیتفاوتی برسد. این همان حربهٔ شیطان است: ساختن آدمهای خوشخیال، ساده و خنثی.
چون این یادداشت را برای مردم غیور سبزوار مینویسم، لازم است آنچه علنی بود و در شبکههای اجتماعی منتشر شد ــ نه آنچه در جلسه خصوصی گفته میشود ــ مورد بررسی قرار دهم. در فیلمی که از جناب آقای هادی حسینپور منتشر شده، نکات تلخی وجود دارد که خواسته یا ناخواسته با اندیشهٔ مردم و جوانان کاری میکند که در مسیر همان عقیمسازی و خنثیسازی دغدغههای بهحق مردم است؛ مردمی که ۴۷ سال و بهویژه ۴۰ شب است در میدان هستند و جانبرکف ایستادهاند.
رهبر شهید، پس از شهادت حاج قاسم فرمودند: «سپاه ایران ضربهٔ متقابلی علیالعجاله زد و پایگاه آمریکایی را با موشکهای خود در هم کوبید و ابهت و آبروی آن دولت ظالم ومتکبّر را لگدمال کرد و تنبیه اصلی او اخراج از منطقه است.» این اندازه و کمیت، فقط برای انتقام حاج قاسم بود. حالا شما بگویید مقیاس انتقام در انتقام خون سیدحسن نصرالله، رهبر انقلاب و همهٔ رهبران و فرماندهان جبههٔ مقاومت چیست؟ تا بعداً برسیم به کمیّت انتقام از خون سیدالشهداء.
اما زاویه دید آقای حسینپور چنین است که ما نباید انتظار داشته باشیم ترامپ را بکشیم، در حالی که او رهبران و فرماندهان ما را به شهادت رسانده است. از نگاه او، ما نباید انتظار داشته باشیم آمریکا را نابود کنیم؛ اصلاً مگر شدنی است؟!
دقیقاً روی همین جمله کار دارم: «مگر شدنی است؟» این همان نگاه خنثی، بیخاصیت و بیتفاوتی است که میخواهد ما را سرد و بیحس کند و ما را قدمبهقدم از مبانی خودمان عقب بکشد. چرا به تفاوت اینگونه سخنان با ادبیات رهبر شهید، امام خمینی و حتی امام سید مجتبی خامنهای در پیام اخیرشان توجه نمیکنیم؟
«این را همه باید بدانند باذن الله تعالی ما حتماً متجاوزین تبهکاری که کشور ما را مورد حمله قرار دادند را رها نمیکنیم. حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد و حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود. ما طالب جنگ نبوده و نیستیم ولی به هیچوجه از حقوق حقّه خود دست نمیکشیم و در این جهت همه جبهه مقاومت را بهطور یکپارچه در نظر داریم.» امام سید مجتبی خامنهای حفظهالله ۱۴۰۵/۱/۲۰
ما هیچگاه در کلام رهبر شهید خوشبینی به آمریکا یا دعوت به مذاکره با آمریکا ندیدیم؛ بلکه مدام سخن از انتقام و نابودی آنهاست. با این حال، آقای حسینپور در جمعی از جوانان مخلص شهر ــ که من بسیاری از آنها را میشناسم ــ تکیه میدهد و بهراحتی میگوید: «همانطور که تا دیروز به بچههای هواوفضا میگفتیم میدان با شما، خیابان با ما؛ حالا هم میگوییم میدان دیپلماسی با شما و خیابان با ما.» دستگاه دیپلماسیای که میدانیم چقدر به غرب و آمریکا خوشبین است.
این گزاره دارای انحراف و مغالطه شدید است چراکه هر میدانی، میدان حق نیست. آیا واقعاً هیچ نگرانیای از دیپلماسی کشور ندارید؟ تجربهٔ تلخ برجام را فراموش کردهاید یا آن را هم فتح میدانید؟ آیا سراغ دارید که بچههای هوافضا یا سپاه چنین خطاهای راهبردی داشته باشند؟
ما موظفیم از تمام دستگاهها و مسئولین جمهوری اسلامی حمایت کنیم اما نوع حمایت ما از نیروهای مختلف تفاوت دارد همانطور که اعتمادمان به دستگاهها و مسئولین مختلف و نگرانیمان از انجام وظیفه و ترک فعلها هم متفاوت است.
توجه به سابقهٔ دستگاه دیپلماسی در «مذاکرات» و سابقهٔ نیروهای نظامی کشور در دفاع از این مرز و بوم، تعیینکننده در میزان نگرانی و اعتماد ما به این دو دستگاه است و به هیچگاه نمیتوان اعتمادی که مردم به دستگاه نظامی کشور دارند را با دستگاه دیپلماسی کشور با وجود خدمات گذشتهشان یکی دانست.
اگر رهبر انقلاب، امام سید مجتبی خامنهای، تشخیص بدهند که این جنگ با این ۱۰ ماده به پایان برسد، قطعاً این تشخیص برای رهبری چون سید مجتبی خامنهای ــ که فرزند سید علی خامنهای است ــ تصمیمی حق خواهد بود و همه تابع آن خواهیم بود.
اما چرا تصمیم شعام را، ندانسته و بدون اطلاع، تصمیم و ارادهٔ محض رهبری عنوان میکنید در حالیکه هنوز هیچ خبری از این موضوع نیست و بعد میگویید که «از این ۱۰ مورد حتی اگر ۲ موردش هم محقق شد یک پیروزی نسبی است»؟
اگر رهبری صراحت به چیزی داشته باشد و حتی هیچکدام از آن موارد هم محقق نشود ما قائل به شکست نمیشویم و تابعیم ولی وقتی بیدلیل و بیمبنا تصمیمات سیاسی که معالاسف هیچ توجیهی در سطح جامعه نسبت به آن اتفاق نمیافتد را به رهبری نسبت میدهیم به شعور و اندیشهٔ مردم غیور سبزوار توهین کردهایم.-توجیه در مسائل عمومی نه امنیتی که قابل بیان نیست-
نمیدانم آقای حسینپور در این شرایط حساس چقدر نسبت به کلامی که از او منتشر میشود تفکر و مطالعه دارد -چونکه از سابقهٔ ایشان مطلعم که برای سخنرانیهایش ساعتها وقت میگذارد- اما حرف از دلخوشی به اجرای فقط ۲ بند از ۱۰ بندی میزند که دست کم از چهارشنبه صبح تا حالا لبنان زیر سنگینترین آتشی بوده که تا کنون تجربه کرده است. لبنان عزیزی که با اطلاع لحظهای از کف خیابانهای بیروت و جنوب لبنان کامم زهر و تلخ شده است.
حمید اسماعیلزاده
جمعه ۲۱ فروردین
۳۴امین شب حضورم در میناب، مقتل ۱۵۷ شهید دانشآموز، معلم و والدین مدرسه شجره طیبه
دیدگاهتان را بنویسید