معروض میدارد این بندهٔ قلیلالبضاعه و فقیر الی رحمه ربّه، به پیشگاه جناب مستطاب، حضرت حاج رجیم ـ دام ظلّه الوارف و تأییداته ـ که در این ایامِ مملوّ از ابتلاء و امتحان، مسئلهای در خاطر خطور نموده و طالب استفسار و استهداء از انوار رأی شریف آن جناب است و آن مسئله آن است که با التفات به کلام ربّ جلیل در کتاب مبین که فرمود:
«وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»، آیا عقدِ مواثیق تجاری و مباشرت در مذاکرات و هرگونه تعامل و معامله با دولت آمریکا آن شیطان اکبر از منظر شرع مطهّر، جایز است یا نه؟
حقیر سراپاتقصیر، تلمیذ علی الدوام میرزا هدایتخان لعینالدوله
الجواب: بیتردید، علیالاصول، قاعدهٔ اوّلیه آن است که مکلّف بر وفق حکم اوّلیه سیر کند و از آن تخلف نورزد؛ لکن در موارد عُسر و حَرَج و اضطرار، بابِ احکام ثانویه چهارطاق مفتوح میگردد و این از بدیهیات است که لا یخفی علی ذوی البصائر.
«اکل میته در حال اضطرار» مباح بل ربما واجب گردد یعنی آنجا که جز به خوردن گوشت حرام و مردار راهی برای زندهماندن نیست این گوشت حلال بلکه واجب است خوردن آن؛
خواه آن مردار از قبیل کلب و خنزیر و نظایر آن باشد خواه خروف مخنوقه یعنی گوسفند خفه شده. اگرچه اهل ذوق! گفتهاند که در میان این لحوم تفاوت در طعم و مذاق هست و لحم الخنزیر غیر از لحم الکلب است و لحم القرد نیز شأنی دیگر دارد و مصلح هرکدام هنگام تناول چیز دیگری است. گوشت سگ ادویهٔ خاص خود را خواهد و خوک ادویهٔ خود؛ لکن از حیث حکم شرعی، جمیع در باب اضطرار علی حدّه سواءاند و فرقی میانشان در حکم نیست.
یاد دارم از مرحوم استاذنا الأعظم ـ انورالله مَنوَره ـ که در سنوات بعیده، آنگاه که حقیر در عنفوان شباب و ابتدای سلوک علمی بودم و ایشان در اوج عروج علمی و جذبهٔ عرفانی، مُدام مجلس درس «احکام ثانویه» منعقد میفرمود. شبی از شبها ما را به مجلسی دعوت فرمود که سفرهای گسترده بود عجیب، مشتمل بر انواع لحوم محرّمه و اصناف مسکرات و فقاعات.
حقیر که آن منظره دیدم، با جرأت شاگردانه عرض کردم: «یا شیخنا! در مجلسی که فقاع باشد، حضور مؤمن را نشاید و هذا مما لا ریب فیه.»
آن جناب تبسمی فرمود و گفت: «یا ولدی، این ضیافت نه از برای شهوات، بل از برای تعلیم است؛ تمرین عملی درس صباح تا بدانید که در مقام اضطرار و حکم ثانوی، فقیه چگونه نظر میکند و چگونه باب مصلحت گشوده میشود.»
نور به قبرش ببارد، مرحوم ابتدا درس «احکام ثانویه» را تعلیم داد و حضرت عزرائیل فرصتش نداد به «احکام اوّلی و اصول» برسد.
فلذا، علی ای حال، اصل اوّلی آن است که مؤمنان به طیبات اکتفا کنند و از خبائث اجتناب نمایند و لعن و نفرین بر دشمنان دین ـ از قبیل اسرائیل و آمریکا ـ بر زبان جاری باشد و آرزوی زوال شیطان اکبر در دلها موج زند. لکن سؤال اینجاست که طیبات در این بازار آشفته کجا یافت میشود؟
امروز که تحریمهای دول اجنبی همچون باری گران بر گردهٔ مردمان فقیر و ضعفا نهاده شده و معیشت خلق را به تنگ آورده است، اصرار بر اصول، علیحدّه و مجرد از ملاحظهٔ مصالح، چندان موافق عقل سلیم و تدبیر حکیمانه نمینماید. مادامی که تحریم برقرار است، طیبات نیز در بازار نایاب گردد و مردم در مضیقه افتند.
هذا ما عندنا، و العلم عندکم، و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
کتاب نهایه الفتن، حاج رجیم
دیدگاهتان را بنویسید